headed

base info - اطلاعات اولیه

headed - رهبری کرد

adjective - صفت

/ˈhedɪd/

UK :

/ˈhedɪd/

US :

family - خانواده
head
سر
heading
عنوان
overhead
در بالای سر
header
سرتیتر
headship
ریاست
heady
سرگیجه
headless
بی سر
behead
سر بریدن
google image
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [headed] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • headed notepaper


    دفترچه یادداشت سر

  • a bald-headed man


    یک مرد کچل

  • a three-headed monster


    یک هیولای سه سر

  • Which way are you headed?


    به کدام سمت می روید؟

  • a many-headed monster


    یک هیولای چند سر

synonyms - مترادف
  • en route


    در راه

  • going


    رفتن


  • در حال حرکت

  • moving


    جهت دار

  • directed


    در حرکت


  • خاموش

  • off


    آغاز شده

  • started


    هدف

  • aimed


    در حال حمل و نقل


  • به سمت اشاره کرد

  • in transit


    برای

  • pointed toward


    سیار

  • slated for


    در حال پیشرفت

  • mobile


    متحرک

  • progressing


    پیشبرد


  • رانندگی

  • motile


    سرگردان

  • advancing


    رومینگ

  • driving


    پرواز کردن

  • roving


    انتقال

  • roaming


    پیمایش

  • flying


    جنبشی

  • shifting


    ثابت نشده

  • traversing


    در حال اجرا

  • movable


    عشایری

  • kinetic


    پیاده روی

  • unfixed


    مسافرت انگلستان


  • nomadic


  • walking


  • travellingUK


antonyms - متضاد
  • disembarked


    پیاده شد

  • landed


    فرود آمد

  • stopping


    متوقف کردن

لغت پیشنهادی

wineries

لغت پیشنهادی

enter

لغت پیشنهادی

Arcadian