bald-faced
bald-faced - کچل صورت
adjective - صفت
UK :
US :
هیچ تلاشی برای پنهان کردن این واقعیت که می دانید دارید اشتباه می گویید یا انجام می دهید، نکنید
نشان دادن هیچ شرم یا خجالت از انجام کار بد
وقتی او را استخدام کرد می دانست دخترک چیست، منافق کچل!
به نظر من این یک دروغ کچل است.
shameless
بی حیا
blatant
آشکار
brazen
گستاخ
flagrant
بی پروا
brash
باز کن
پنهان
unconcealed
بدون مبدل
undisguised
پررنگ
bold
خالص، ناب
sheer
بی شرم
unabashed
جسور
brazenfaced
برهنه شد
audacious
ظالمانه
barefaced
ترتیب
outrageous
رو به جلو
arrant
شفاف
پر رو
immodest
خیره کننده
unashamed
برنجی
transparent
وحشتناک
overt
عظیم
impudent
تکان دهنده
cheeky
متکبر
glaring
بی رحمانه
brassy
خیلی بد و ناخوشایند
dreadful
shocking
presumptuous
atrocious
ambiguous
مبهم
clouded
ابری
cryptic
مرموز
تاریک
enigmatic
معمایی
enigmatical
نامشخص
equivocal
اسرار امیز
indistinct
غیر آشکار
mysterious
روشن نشده است
nonobvious
غیر واضح
obfuscated
بدون ابر
obscure
ملایم
unapparent
آفتابی
unclarified
روشن
unclear
نمایشگاه
unclouded
خوب
meek
غیر قابل درک
sunny
دلپذیر
رازآلود
cloudless
بی باران
sunshiny
گیج کننده
غیر قابل توضیح
محرمانه
inscrutable
pleasant
mystifying
rainless
perplexing
inexplicable
arcane
