criticized

base info - اطلاعات اولیه

criticized - انتقاد کرد

N/A - N/A

ˈkrɪt̬.ɪ.saɪz

UK :

ˈkrɪt.ɪ.saɪz

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [criticized] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The government is being widely criticized in the media for failing to limit air pollution.


    دولت به دلیل کوتاهی در محدود کردن آلودگی هوا در رسانه ها مورد انتقاد گسترده قرار می گیرد.

  • We'll get nowhere if all you can do is criticize.


    اگر تنها کاری که می توانید انجام دهید انتقاد کردن باشد، به جایی نمی رسیم.

  • We're a group of artists who meet to discuss ideas and criticize each other's work.


    ما گروهی از هنرمندان هستیم که برای بحث در مورد ایده ها و نقد کار یکدیگر گرد هم می آییم.

synonyms - مترادف
  • censured


    محکوم شد

  • condemned


    محکوم

  • knocked


    زد

  • panned


    پانل شده

  • denounced


    محکوم کرد

  • blasted


    منفجر شد

  • disparaged


    تحقیر شده

  • slammed


    کوبید

  • lambasted


    داغدار

  • arraigned


    محاکمه کرد

  • attacked


    حمله کرد

  • pilloried


    ستون بندی شده

  • roasted


    برشته شده

  • besmirched


    مسخره شده

  • denigrated


    منسوخ

  • deprecated


    بدخلق شده است

  • maligned


    جدول کشی شده

  • slated


    بدنام شده

  • vilified


    جدا شد

  • castigated


    تحسین شده

  • dissed


    ایراد گرفته است

  • excoriated


    چکش خورده

  • faulted


    نامفهوم

  • hammered


    تنبیه شده

  • slurred


    شعله ور شده

  • chastised


    تسخیر شده

  • flamed


    خراشیده شده

  • fustigated


    مورد سرزنش قرار گرفت

  • mauled


    وحشی شده

  • reprehended


  • savaged


antonyms - متضاد
  • acclaimed


    تحسین شده

  • celebrated


    جشن گرفت

  • admired


    تحسین شده است

  • illustrious


    برجسته


  • معروف

  • renowned


    مشهور

  • exalted


    سرافراز

  • lauded


    مورد ستایش قرار گرفت

  • eminent


    گرامی

  • esteemed


    متمایز

  • distinguished


    honoredUS

  • honoredUS


    HonouredUK

  • honouredUK


    اشاره شد

  • noted


    مورد احترام

  • revered


    lionisedUK

  • lionisedUK


    lionizedUS

  • lionizedUS


    عالی


  • قابل توجه

  • notable


    ارجمند

  • venerable


    معتبر

  • famed


    تصدیق کرد

  • prestigious


    اوت

  • acknowledged


    قابل تخمین

  • august


    ستایش کرد

  • outstanding


    افتخار کرد

  • estimable


    کف زد

  • extolled



  • vaunted


  • praised


  • applauded


لغت پیشنهادی

resells

لغت پیشنهادی

housed

لغت پیشنهادی

amir