abducting

base info - اطلاعات اولیه

abducting - ربودن

N/A - N/A

æbˈdʌkt

UK :

æbˈdʌkt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abducting] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The company director was abducted from his car by terrorists.


    مدیر شرکت توسط تروریست ها از ماشینش ربوده شد.

  • Listen for a clicking sound as the child's hips are abducted.


    هنگامی که باسن کودک ربوده می شود، به صدای کلیک گوش دهید.

synonyms - مترادف
  • kidnapping


    آدم ربایی

  • kidnaping


    گرفتن

  • capturing


    تصرف کردن

  • seizing


    شانگهای

  • shanghaiing


    هواپیماربایی

  • hijacking


    قاپیدن

  • snatching


    نجیب زاده

  • nobbling


    حذف کردن

  • grabbing


    سگ زنی

  • removing


    حمل کردن

  • dognapping


    فرار کردن با

  • dognaping


    ساختن با

  • carrying off


    فرار با


  • روحیه دور شدن

  • making off with


    نگه داشتن به باج


  • گروگان گرفتن

  • spiriting away


    دور کردن با

  • holding to ransom


    گذاشتن قاپ

  • holding hostage


    اسیر گرفتن

  • making away with


    دزدی دریایی

  • putting the snatch on


    پرواز آسمان

  • taking hostage


    راه اندازي

  • taking prisoner


    باج دادن

  • pirating


    به عنوان گروگان گرفتن

  • carrying away


    بسته بندی کردن

  • skyjacking


    قاپ بدن

  • waylaying


  • ransoming


  • taking as hostage


  • bundling off


  • body snatching


antonyms - متضاد
  • giving


    دادن

  • releasing


    رها کردن

  • giving up


    تسلیم شدن

  • letting go


لغت پیشنهادی

betrothal

لغت پیشنهادی

Abrahamic

لغت پیشنهادی

abhorrence