adored

base info - اطلاعات اولیه

adored - پرستیده شده

N/A - N/A

əˈdɔːr

UK :

əˈdɔːr

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [adored] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She has one son and she adores him.


    او یک پسر دارد و او را دوست دارد.

  • I absolutely adore chocolate.


    من کاملا شکلات را دوست دارم.

  • Don't you just adore lying in a hot bath?


    آیا شما فقط دراز کشیدن در حمام آب گرم را دوست ندارید؟

  • Let us adore God for all his works.


    بیایید خدا را به خاطر همه کارهایش بپرستیم.

synonyms - مترادف
  • cherished


    گرامی داشت

  • esteemed


    گرامی

  • revered


    مورد احترام

  • admired


    تحسین شده

  • venerated


    idolizedUK

  • idolisedUK


    idolizedUS

  • idolizedUS


    پرستش انگلستان

  • worshippedUK


    ایالات متحده را پرستش کرد

  • worshipedUS


    بسیار دوست داشتنی

  • much-loved


    محبوب

  • beloved


    دوست داشت

  • loved


    ارزشمند

  • treasured


    عزیز


  • با ارزش

  • prized


    گرانبها

  • precious


    مورد علاقه ایالات متحده

  • favoriteUS


    ارزش

  • valued


    مورد علاقه انگلستان

  • favouriteUK


    خاص

  • favoredUS


    حیوان خانگی


  • دوست داشتنی

  • darling


    عزیزترین

  • favouredUK


    شیرین

  • pet


    احترام

  • fond


    مو روشن

  • dearest


    مورد علاقه


  • سر سفید

  • respected


  • fair-haired


  • endeared


  • white-headed


antonyms - متضاد
  • hated


    منفور

  • despicable


    نفرت انگیز


  • توهین آمیز

  • abhorrent


    تحقیر شده

  • despised


    اخراج شد

  • detested


    بی عشق

  • execrated


    بی معشوق

  • loathed


    دوست نداشتن

  • abominated


    اجتناب کرد

  • abhorred


    نارضایتی

  • unloved


    غیر محبوب

  • unbeloved


    توهین شده

  • disliked


    ناچیز

  • shunned


    ناخواسته

  • disfavored


    رها شده است

  • scorned


    قدردانی نشده

  • unpopular


    بی ارزش

  • reviled


    رد شد

  • insignificant


    بی اهمیت

  • unwanted


    رد کرد

  • abandoned


    غفلت

  • unappreciated


  • unvalued


  • rejected


  • uncherished


  • worthless


  • unimportant


  • spurned


  • disdained


  • neglected


  • avoided


لغت پیشنهادی

affirmatively

لغت پیشنهادی

walk

لغت پیشنهادی

seducing