aggrieve

base info - اطلاعات اولیه

aggrieve - ناراحت کردن

N/A - N/A

əˈɡriːv

UK :

əˈɡriːv

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aggrieve] در گوگل
description - توضیح
  • to make someone unhappy and angry


    کسی را ناراضی و عصبانی کردن

example - مثال
  • Years later this unfairness still aggrieves him.


    سال ها بعد، این بی انصافی همچنان او را آزار می دهد.

synonyms - مترادف
  • annoy


    آزار دادن

  • distress


    پریشانی


  • صدمه

  • injure


    زخمی کردن

  • irritate


    تحریک کردن

  • oppress


    ظلم کردن


  • درد

  • upset


    ناراحت


  • زخم


  • سو استفاده کردن

  • afflict


    مبتلا شدن


  • اشتباه

  • vex


    مزاحم

  • irk


    irk

  • disturb


    زحمت


  • صفرا

  • gall


    غرغر

  • rile


    نارضایتی

  • displease


    مشکل


  • حشره

  • bug


    عصبانی شدن

  • fret


    به هم زدن

  • agitate


    توهین کردن

  • offend


    عصبانی

  • exasperate


    نگران بودن


  • خفن

  • peeve


    خشم

  • outrage


    agonizeUS

  • agonizeUS


    طاعون


  • plague


antonyms - متضاد

  • کمک


  • لطفا

  • delight


    لذت بسیار


  • راحتی

  • gladden


    خوشحال

  • aid


    کمک کند


  • راضی کردن


  • آرام کردن

  • soothe


    تعریف و تمجید

  • compliment


    خوشحال کردن


  • تشویق کردن

  • cheer


    رهایی

  • gratify


    کنسول


  • الهام بخش

  • console


    آرام

  • assuage


    تشويق كردن

  • inspirit


    تقویت

  • calm


    ستایش


  • رها کردن

  • boost


    افتخار ایالات متحده

  • placate


    چاپلوس کردن

  • praise


    تقدیس کردن


  • HonourUK

  • honorUS


    آزاد کردن

  • flatter


    شل

  • sanctify


    ارائه

  • honourUK


  • liberate




  • emancipate


لغت پیشنهادی

vide

لغت پیشنهادی

prisoner

لغت پیشنهادی

matter