arbitrariness
base info - اطلاعات اولیه
arbitrariness - خودسری
noun - اسم
/ˈɑːrbɪtrerinəs/
UK :
/ˈɑːbɪtrərinəs/
US :
family - خانواده
google image
example
-
مثال
یک خودسری در خریدهای موزه وجود داشت.
مقامات دادگاه مظنون به خودسری و سوگیری شخصی بودند.
داستان درسی است از خودسری سرنوشت.
هیچ کاری نمی توانیم در مورد خودسری بیماری انجام دهیم.
عدالت در این کشور از سطح بسیار بالایی از مصونیت، خودسری و سوء استفاده رنج می برد.
synonyms
-
مترادف
arbitrarity
خودسری
antonyms
-
متضاد
predictability
قابل پیش بینی بودن
consistency
ثبات
