audaciousness

base info - اطلاعات اولیه

audaciousness - جسارت

N/A - N/A

ɑːˈdeɪ.ʃəs.nəs

UK :

ɔːˈdeɪ.ʃəs.nəs

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [audaciousness] در گوگل
description - توضیح
  • behaviour that shows a willingness to take risks or offend people


    رفتاری که نشان دهنده تمایل به ریسک کردن یا توهین به افراد است

example - مثال
  • Many voters were shocked by the audaciousness of the candidate but some found his style refreshing.


    بسیاری از رای دهندگان از جسارت این نامزد شوکه شدند، اما برخی سبک او را طراوت یافتند.

  • His audaciousness in the final minutes won him the race.


    جسارت او در دقایق پایانی او را به مسابقه رساند.

synonyms - مترادف
  • audacity


    گستاخی


  • گونه


  • عصب

  • effrontery


    وقاحت

  • brazenness


    فرض

  • presumption


    صفرا

  • gall


    شجاعت

  • temerity


    chutzpah

  • chutzpah


    برنجی

  • brass


    خودپسندی

  • presumptuousness


    صورت

  • cheekiness


    درستی


  • تند بودن

  • pertness


    سس

  • impudence


    پوسته

  • sauciness


    جسارت


  • عصبی بودن

  • crust


    چتزپا

  • brashness


    بی شرمی

  • boldness


    بی ادبی

  • insolence


    دلتنگی

  • impertinence


    زورگویی

  • nerviness


    عجول بودن

  • brassiness


  • chutzpa


  • shamelessness


  • rudeness


  • sassiness


  • incivility


  • pushiness


  • rashness


antonyms - متضاد

  • ترس

  • humility


    فروتنی

  • manners


    آداب

  • meekness


    نرمی

  • modesty


    ادب

  • politeness


    توجه


  • خجالتی بودن

  • shyness


    ترسو بودن

  • timidity


    بزدلی

  • cowardice


    دقت

  • carefulness


    احتیاط

  • caution


    اهميت دادن


  • ذخیره

  • reserve


    شک


  • بی ستونی


  • ضعف

  • spinelessness


    تسلیم شدن

  • weakness


    ولع

  • yielding


    جسارت

  • cowardliness


    پولترونی

  • cravenness


    عدم قطعیت

  • dastardliness


    بی میلی

  • poltroonery


    اختلاف نظر

  • irresolution


    عجز

  • reluctance


    تردید

  • diffidence


    ناتوانی

  • inability


    واقعیت

  • hesitation


  • infirmity


  • fearfulness



لغت پیشنهادی

quicksand

لغت پیشنهادی

implicit

لغت پیشنهادی

communities