augmentation
augmentation - افزایش
noun - اسم
UK :
US :
افزایش عرضه پول
جراحی بزرگ کردن سینه
با وجود چنین انبوهی از ویژگیها و افزودنهای جدید، نسخه جدید بازی باید خرید شود.
I think of making computers smarter as intelligence augmentation.
من به هوشمندتر کردن رایانه ها به عنوان تقویت هوش فکر می کنم.
روش های زیبایی شامل تغییر شکل بینی، بزرگ کردن سینه و جراحی لیفت صورت است.
افزایش دادن
گسترش
بالا آمدن
رشد
boost
تقویت
علاوه بر این
increment
افزایش
کسب کردن
escalation
تشدید
enlargement
بزرگ شدن
توسعه
proliferation
تعهد
accrual
برافزایش
accretion
تورم
amplification
افزونه
بالا بردن
پیاده روی
uptick
ساختن
hike
مکمل
بزرگنمایی
buildup
ضرب
supplement
ضمیمه
heightening
الحاق
magnification
به علاوه
enhancement
intensification
multiplication
swelling
addendum
accession
abatement
کاهش
کاهش می یابد
نزول کردن
decrement
تخلیه
depletion
رها کردن
diminishment
سقوط
diminution
ضرر - زیان
drop-off
پایین آوردن
انقباض
falloff
کناره گیری
lessening
فشرده سازی
اختصار
lowering
کسر
تنزل
shrinkage
کوتاه کردن
رکود
compression
منها کردن
contraction
افسردگی
deduction
فرورفتگی
degradation
مصرف
رو به کاهش است
shortening
مخارج
stagnation
فرسودگی
subtraction
تضعیف شدن
dent
dwindling
expenditure
exhaustion
weakening
