no-brainer
no-brainer - بی فکر
noun - اسم
UK :
US :
a decision that is easy and that you do not need to think about used when you want to emphasize that it is really very easy
تصمیمی که آسان است و نیازی نیست به آن فکر کنید، زمانی استفاده می شود که می خواهید تأکید کنید که واقعاً بسیار آسان است
چیزی مانند تصمیمی که بسیار آسان یا بدیهی است
چیزی به قدری ساده یا بدیهی که نیازی نیست زیاد درباره آن فکر کنید
کاری که انجام یا درک آن بسیار ساده است
ادامه دادن این مسیر بسیار موفق باید بدون فکر باشد.
قبلاً بی خیال بود.
باید بی خیال می شد.
پیوستن به این طرح بیهوده است.
ظهور بازی های اینترلیگ در فصل آینده باعث می شود که این بازی غیرقابل تصور باشد.
اگر از من بپرسید بیخود است. البته باید این کار را قبول کنید.
تا همین اواخر، این تصمیم بیهوده بود.
فیلم کاملاً بیمعنا، اما لذتبخش است.
این سوال که در این انتخابات از چه کسی حمایت کنیم باید بیمعنا باشد.
بلافاصله گفتم بله. برای من بی معنی بود.
این تصمیم کاملاً بیهوده بود.
به عهده گرفتن آن شغلی که داشتم کار بیهوده ای بود.
تصمیم برای سرمایه گذاری در شرکت انرژی بی دلیل بود.
