forge
forge - ساختن
verb - فعل
UK :
US :
ایجاد یک چیز جدید، به ویژه یک رابطه قوی با افراد، گروه ها یا کشورها
to illegally copy something especially something printed or written, to make people think that it is real
کپی غیرقانونی چیزی، به ویژه چیزی که چاپ شده یا نوشته شده است، تا مردم فکر کنند که واقعی است
حرکت کردن به جایی یا ادامه دادن کاری به روشی ثابت
ساختن چیزی از یک تکه فلز با گرم کردن فلز و شکل دادن به آن
مکانی که در آن فلز گرم می شود و به اشیاء تبدیل می شود
a large piece of equipment that produces high temperatures, used for heating and shaping metal objects
یک قطعه بزرگ از تجهیزات که دمای بالا تولید می کند و برای گرم کردن و شکل دادن به اجسام فلزی استفاده می شود
تهیه سند یا پولی که اصیل (=واقعی) نباشد یا چیزی با نام جعلی امضا کند
ایجاد رابطه همکاری با شخص، سازمان یا کشور دیگر
برای بستن توافق با شخص، سازمان یا کشور دیگری
کپی غیرقانونی از چیزی به منظور فریب دادن
ساختن یا تولید چیزی مخصوصاً با کمی مشکل
به طور ناگهانی و سریع به جلو حرکت کنید
a working area with a fire for heating metal until it is soft enough to be beaten into different shapes
محل کار با آتش برای گرم کردن فلز تا زمانی که آنقدر نرم شود که به اشکال مختلف کوبیده شود
ساختن یا تولید کردن، به ویژه به سختی
برای حرکت به سمت جلو در مسیری مصمم اگرچه پیشرفت دشوار است
کپی غیرقانونی چیزی برای فریب دادن کسی
تلاش برای ایجاد رابطه موفق با یک فرد، سازمان یا کشور
برای بستن توافق با یک شخص، سازمان یا کشور
کار کرد و پیوندی ایجاد شد.
هوراک به تنهایی پیش رفت، اما سرعت بسیار زیادی داشت و در البریج درگذشت.
در چهار سال بعد، او برنامه سوسیالیستی شوهرش را پیش برد و فراتر رفت.
مارینو این داروها را با جعل امضای پزشک خود در نسخه به دست آورد.
The administration will forge new policies on environmental issues in the next few months.
دولت در چند ماه آینده سیاست های جدیدی را در مورد مسائل زیست محیطی ایجاد خواهد کرد.
وی با گذرنامه جعلی وارد کشور شده است.
او یک پاسپورت جعلی به همراه داشت.
Employees must forge their own career paths, seek out promotions and prove their worth every single day.
کارمندان باید مسیرهای شغلی خود را ایجاد کنند، به دنبال ترفیع باشند و ارزش خود را هر روز ثابت کنند.
برخی پیشرفت خود را در وحدت ایجاد شده در آنجا ردیابی می کنند.
حرکتی برای ایجاد پیوندهای جدید بین مدیریت و کارگران
اتحادهای استراتژیک با شرکت های بزرگ اروپایی شکل می گیرد.
او حرفه جدیدی در تجارت موسیقی ایجاد کرد.
آنها در 30 دقیقه ابتدایی بازی به برتری دست یافتند.
جعل پاسپورت/اسکناس/سند
او در جعل امضای مادرش خوب می شود.
تکنیکهای دیجیتال جدید میتوانند نقاشیهای جعلی را شناسایی کنند.
شمشیرهای ساخته شده از فولاد
او از میان جمعیت به جلوی صحنه رفت.
او به رهبری (= در یک مسابقه، مسابقه، و غیره) جعل کرد.
a forged passport
یک پاسپورت جعلی
a forged signature
یک امضای جعلی
تعدادی از آثار هنری جعلی به عنوان اصل فروخته شده است.
این حادثه باعث ایجاد پیوند نزدیک بین دو خانواده شد.
او حرفه جدیدی را به عنوان خواننده برای خود رقم زد.
فقط 100 متر از خط پایان جکسون جلوتر رفت.
او در میان برف جعل کرد.
a blacksmith's forge
یک آهنگر آهنگر
او متهم به جعل امضای پدرش در چک است.
بیکر ماه ها برای ایجاد یک طرح صلح که هر دو طرف بتوانند آن را بپذیرند کار کرده بود.
او برنامه های خود را برای برپایی تظاهرات در واشنگتن ادامه داد.
a blacksmith’s forge
کلاهبرداری مالیاتی شامل جعل اسناد و اظهارات نادرست جرم است.
او اعتراف کرد که امضای وکیل را در چک جعل کرده است.
این شرکت در حال ایجاد شراکت با تعدادی از شرکت های داخلی است.
قانونگذاران در حال بحث در مورد چگونگی دستیابی به مصالحه هستند.
فرم
روش
کار کردن
ضرب و شتم
قالب
ساختن
moldUS
moldUS
mouldUK
moldUK
پوند
شکل
hammer
چکش
malleate
نر
sculpt
مجسمه سازی
قرعه کشی
مدل
sculpture
به شکل ضرب و شتم
ضرب و شتم کردن
قاب
تراشیدن
fabricate
ايجاد كردن
carve
سفید کردن
ساخت
جمع آوری کنید
whittle
چو
manufacture
الگو
طرح
assemble
برش
hew
زنگ تفريح
demolish
تخریب
از بین رفتن
dismantle
از بین بردن
neglect
بی توجهی
raze
با خاک یکسان کردن
ruin
خراب کردن
wreck
حقیقت را بگو
متوقف کردن
فراموش کردن
از دست دادن
به هم ریختن
disorganize
شکست
چشم پوشی
مکث
halt
پیاده کردن
disassemble
ضربه
demount
متلاشی کردن
صادق باش
dismember
زمین زدن
پاره کردن
پایین آوردن
جلوگیری کردن
جداگانه، مجزا
تقسیم کردن
بر هم زدن
تمام کردن
disarrange
خاتمه دادن
پایان
terminate
