bam

base info - اطلاعات اولیه

bam - بام

exclamation - تعجب - علامت تعجب

/bæm/

UK :

/bæm/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bam] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She pointed the gun at him and—bam!


    او اسلحه را به سمت او گرفت و - بم!

  • I saw him yesterday and—bam!—I realized I was still in love with him.


    دیروز دیدمش و - بام! - فهمیدم هنوز عاشقش هستم.

  • I braced for impact. We hit the water bam!


    برای تاثیر آماده شدم. زدیم به آب بم!

  • I wrote the order and bam, I sent it off.


    سفارش نوشتم و بام فرستادم.

synonyms - مترادف
  • bang


    انفجار

  • blam


    سرزنش کردن

  • pow


    قدرت

  • wham


    وام

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

extend

لغت پیشنهادی

adopt

لغت پیشنهادی

bombing