bloodstock
bloodstock - خون
noun - اسم
UK :
US :
اسب هایی که برای مسابقه پرورش داده شده اند
اسب هایی که مخصوص مسابقه پرورش داده شده اند
As for insurance the market for horses is dominated by nine main companies with an estimated bloodstock trade of £400 million.
در مورد بیمه، بازار اسب ها تحت تسلط 9 شرکت اصلی با تجارت خونی 400 میلیون پوندی است.
Last year Sangster sold his Vernons Pools empire for £90m in order to concentrate on his bloodstock interests.
سال گذشته سانگستر امپراتوری Vernons Pools خود را به قیمت 90 میلیون پوند فروخت تا بر منافع خون خود تمرکز کند.
سقوط اسب دوانی با سقوط ارزش ذخایر خون در سال گذشته عمیق تر شد.
But with the current depressed state of bloodstock trading there was little prospect of any records being broken.
اما با وضعیت رکود کنونی معاملات خون، احتمال شکسته شدن هیچ رکوردی وجود نداشت.
Looking after Sheikh al Hassan's bloodstock interests.
رسیدگی به منافع خونبار شیخ الحسن.
racehorse
اسب مسابقه
Arab
عرب
jumper
جامپر
sprinter
دونده سرعت
thoroughbred
اصیل
purebred
مسابقه دهنده
racer
اسب دوانی
steeplechaser