bodkin

base info - اطلاعات اولیه

bodkin - بادکین

noun - اسم

/ˈbɑːdkɪn/

UK :

/ˈbɒdkɪn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bodkin] در گوگل
description - توضیح

  • یک سوزن ضخیم بلند بدون نقطه


  • سوزن بزرگی که نوک تیز ندارد، مخصوصاً برای کشیدن نواری از مواد از روی پارچه استفاده می شود.

  • On her head she wore a green felt hat with a pin stuck through it like a bodkin.


    روی سرش کلاه نمدی سبز رنگی به سر داشت که سنجاقی مانند یک بدنه در آن فرو رفته بود.

  • Thread up the second yarn with a long needle or bodkin and thread this second yarn into the correct slot.


    کاموای دوم را با یک سوزن بلند یا بادکین بکشید و این نخ دوم را در شکاف درست بکشید.

  • The bodkin trick should have been completed beforehand to make the sleeve ready.


    ترفند بادکین باید از قبل تکمیل می شد تا آستین آماده شود.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • dagger


    خنجر

  • bayonet


    سرنیزه


  • تیغه

  • dirk


    دریک


  • چاقو

  • poniard


    پونیارد

  • skean


    اسکنه

  • stiletto


    رکابی

  • anlace


    آنلاس

  • cutlass


    کتلاس

  • sai


    گفت

  • sidearm


    اسلحه پهلو

  • stylet


    استایلت

  • switchblade


    تیغه سوئیچ

  • sword


    شمشیر

  • shiv


    شیو

  • cutter


    کاتر


  • فولاد

  • saberUS


    saberUS

  • machete


    قمه

  • scalpel


    چاقوی کوچک جراحی

  • bolo


    بولو

  • sabreUK


    sabreUK

  • rapier


    رایتر

  • hack


    هک کردن

  • pocketknife


    چاقوی جیبی

  • yataghan


    یاتاغان

  • cleaver


    چاقوی جک

  • jackknife


    ساق پا

  • shank


    چاقوی غلاف

  • sheath knife


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

inaccurate

لغت پیشنهادی

angled

لغت پیشنهادی

unanimity