hubcap

base info - اطلاعات اولیه

hubcap - hubcap

noun - اسم

/ˈhʌbkæp/

UK :

/ˈhʌbkæp/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hubcap] در گوگل
description - توضیح

  • یک پوشش فلزی گرد برای مرکز چرخ در یک وسیله نقلیه

  • the circular metal covering over the hub of a vehicle's wheel


    پوشش فلزی دایره ای بر روی توپی چرخ خودرو


  • یک پوشش گرد که بر روی مرکز قسمت بیرونی چرخ خودرو قرار می گیرد

  • He found hubcaps.-He repainted the car a pretty magenta.


    او سرپوش‌ها را پیدا کرد. - ماشین را دوباره رنگ سرخابی زیبا کرد.

  • It was cream-colored, no hubcaps, with torn seats and a battered trunk.


    کرم رنگ بود، بدون کلاهک، با صندلی های پاره و صندوق عقب ضربه خورده.

  • The Audi came hurtling over the rise too one hubcap spinning away from it as it landed.


    آئودی در هنگام بالا آمدن نیز به شدت پرت شد و در هنگام فرود یک کلاهک از آن دور شد.

  • He bootlegged whiskey, pumped gas worked in a steel mill handling hot wire stole hubcaps.


    او ویسکی می‌خرید، گاز پمپ می‌کرد، در یک کارخانه فولاد کار می‌کرد که سیم داغ را مدیریت می‌کرد، کلاهک‌ها را دزدید.

  • They also ripped off the hubcaps.


    آنها کلاهک ها را نیز پاره کردند.

  • I bought flowers for his girlfriends and polished the hubcaps on his car.


    برای دوست دخترش گل خریدم و کلاهک های ماشینش را جلا دادم.

  • He started to spray the hubcaps with what looked like toothpaste.


    او شروع به اسپری کردن کلاهک ها با چیزی شبیه خمیر دندان کرد.

  • The hubcaps were already covered with water.


    کلاهک ها از قبل با آب پوشانده شده بود.

example - مثال
synonyms - مترادف

  • قالپاق

  • wheel trim


    تزئینات چرخ

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

spotlights

لغت پیشنهادی

karen

لغت پیشنهادی

dal