killings

base info - اطلاعات اولیه

killings - کشتارها

N/A - N/A

ˈkɪl.ɪŋ

UK :

ˈkɪl.ɪŋ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [killings] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a series of brutal killings


    یک سری قتل های وحشیانه

  • We had to do some killing stomach exercises last night.


    دیشب مجبور شدیم تمرینات معده کشنده انجام دهیم.


  • او یک داستان قتل در مورد روز عروسی خود را برای ما تعریف کرد.

  • They made a killing when they sold their London flat at the top of the market.


    آنها وقتی آپارتمان خود را در لندن در بالای بازار فروختند، قتل عام کردند.

synonyms - مترادف
  • murders


    قتل ها

  • slaughter


    ذبح

  • massacres


    قتل عام ها

  • slayings


    کشتارها

  • exterminations


    نابودی ها

  • butcheries


    قصابی ها

  • assassinations


    ترورها

  • homicides


    انحلال ها

  • annihilations


    قتل عمد

  • liquidations


    اعدام ها

  • manslaughters


    خونریزی ها

  • executions


    حذفی ها

  • carnages


    تخریب ها

  • bloodsheds


    اعزام می کند

  • eliminations


    ریشه کنی ها

  • decimations


    انقراض ها

  • destructions


    پدرکشی

  • dispatches


    ماترکش ها

  • eradications


    کشتار جمعی

  • extinctions


    فیلیسیدها

  • patricides


    نوزاد کشی

  • matricides


    تلفات

  • parricides


    شهادت ها

  • filicides


    مجازات اعدام

  • infanticides


    فوت‌شدگان

  • fatalities


    هولوکاست ها

  • martyrdoms


    نسل کشی ها

  • capital punishments


  • deaths


  • holocausts


  • genocides


antonyms - متضاد
  • births


    تولدها

لغت پیشنهادی

serviceable

لغت پیشنهادی

closets

لغت پیشنهادی

rode