layers
base info - اطلاعات اولیه
layers - لایه های
N/A - N/A
https://dictionary.cambridge.orgN/A
UK :
https://dictionary.cambridge.orgN/A
US :
family - خانواده
google image
example
-
مثال
از آرایشگر خواستم چند لایه روی موهایم بگذارد.
لایه های کوتاه با موهای موج دار بهتر است.
من فکر می کنم موهای من با لایه بندی بهتر به نظر می رسد.
من از لایهها درخواست کردم تا مقداری از حجم موهایم را از بین ببرم.
موهایی تا شانه با لایه های بلند دارد.
synonyms
-
مترادف
coatings
پوشش ها
فیلم
sheets
ورق ها
کت
covering
پوشش
blankets
پتو
covers
پوشش می دهد
laminas
لامیناها
surfaces
سطوح
thickness
ضخامت
dustings
گردگیری
laminations
لمینیت ها
مرحله
mantles
مانتوها
overlays
درزها
seams
پوست
اقشار
stratums
طبقات
tiers
روکش ها
veneers
باندها
bands
تخت ها
beds
سپرده ها
deposits
طبقه
floors
همپوشانی دارد
overlaps
پانل ها
panels
لایه بندی
ply
ردیف ها
rows
اسلب ها
slabs
راه راه
stripes
زیر لایه
substrata
antonyms
-
متضاد
brightness
روشنایی
سبک
