fruitless

base info - اطلاعات اولیه

fruitless - بی ثمر

adjective - صفت

/ˈfruːtləs/

UK :

/ˈfruːtləs/

US :

family - خانواده
fruit
میوه
fruition
ثروتمند شدن
fruiterer
میوه دهنده
fruitful
مثمر ثمر
fruity
میوه ای
fruitfully
پربار
google image
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fruitless] در گوگل
description - توضیح
  • failing to achieve what was wanted, especially after a lot of effort


    ناکامی در دستیابی به آنچه می خواستیم، به ویژه پس از تلاش زیاد

  • If an action or attempt to do something is fruitless, it is unsuccessful or produces nothing of value


    اگر اقدام یا تلاشی برای انجام کاری بی ثمر باشد، ناموفق بوده یا چیزی با ارزش به بار نمی آورد

  • unsuccessful or not productive


    ناموفق یا غیر سازنده

  • Their attempt to settle the dispute by peaceful negotiations proved fruitless.


    تلاش آنها برای حل و فصل اختلافات از طریق مذاکرات صلح آمیز بی نتیجه ماند.

  • And why has the determined search for alternatives proved so fruitless?


    و چرا جست‌وجوی مصمم برای جایگزین‌ها تا این حد بی‌ثمر بوده است؟

  • But all attempts to isolate and identify viruses from infected tissue proved fruitless.


    اما تمام تلاش ها برای جداسازی و شناسایی ویروس ها از بافت آلوده بی نتیجه ماند.

  • Oldham's attack had a fruitless afternoon against a Rovers' rearguard in which Kevin Moran was outstanding.


    حمله اولدهام بعدازظهر بی‌ثمری را در مقابل یک محافظ روورز داشت که در آن کوین موران فوق‌العاده بود.

  • After weeks of fruitless argument they finally agreed to go their separate ways.


    پس از هفته‌ها بحث و جدل بی‌ثمر، سرانجام موافقت کردند که راه خود را ادامه دهند.

  • The result is a crippling and ever-growing burden of fruitless debt.


    نتیجه، بار فلج کننده و فزاینده بدهی های بی ثمر است.

  • Program evaluation is commonly thought of as a dry fruitless endeavor, extolled in theory but ignored in practice.


    ارزیابی برنامه معمولاً به عنوان یک تلاش خشک و بی ثمر در نظر گرفته می شود که در تئوری تمجید می شود اما در عمل نادیده گرفته می شود.

  • I spent the next three hours in a fruitless search of her room.


    سه ساعت بعدی را در جستجوی بی‌ثمر اتاقش گذراندم.

  • Rescue efforts have been called off after three days of fruitless searching.


    تلاش های نجات پس از سه روز جستجوی بی نتیجه متوقف شده است.

  • When efforts to persuade them to go proved fruitless, the building began to be demolished around their heads.


    وقتی تلاش ها برای متقاعد کردن آنها برای رفتن بی نتیجه ماند، ساختمان اطراف سرشان شروع به تخریب کرد.

  • These discussions proved fruitless, with each side blaming the other for the failure to resolve the growing crisis.


    این گفتگوها بی نتیجه ماند و هر یک از طرفین، دیگری را به دلیل شکست در حل بحران فزاینده مقصر دانست.

example - مثال
  • a fruitless attempt/search


    تلاش/جستجوی بی نتیجه

  • Our efforts to persuade her proved fruitless.


    تلاش های ما برای متقاعد کردن او بی نتیجه ماند.

  • All the signs were that this was going to be a fruitless exercise.


    همه نشانه ها این بود که این یک تمرین بی ثمر خواهد بود.

  • He abandoned his fruitless attempts to get his poems published.


    او تلاش های بی ثمر خود را برای انتشار شعرهایش کنار گذاشت.

  • He returned home after weeks of fruitless negotiations.


    او پس از هفته ها مذاکره بی نتیجه به خانه بازگشت.

  • They were three weeks into an apparently fruitless investigation.


    آنها سه هفته در یک تحقیق ظاهراً بی نتیجه بودند.

  • All diplomatic attempts at a peaceful solution to the crisis have been fruitless.


    تمام تلاش‌های دیپلماتیک برای حل مسالمت‌آمیز بحران بی‌ثمر بوده است.

  • After months of fruitless negotiations with team owners, the city withdrew its offer to build a new stadium.


    پس از ماه‌ها مذاکره بی‌ثمر با مالکان تیم، شهر پیشنهاد خود را برای ساخت یک استادیوم جدید پس گرفت.

synonyms - مترادف
  • useless


    بلا استفاده

  • futile


    بیهوده

  • ineffective


    بی اثر

  • ineffectual


    بی تاثیر

  • unproductive


    غیر مولد

  • vain


    بی ارزش

  • pointless


    بی سود

  • worthless


    ناموفق

  • unprofitable


    بی بهره

  • unsuccessful


    ناکارآمد

  • unavailing


    ناقص

  • profitless


    خالی

  • inefficacious


    بدون چکمه

  • abortive


    بیکار


  • otiose

  • bootless


    عقیم

  • idle


    توخالی

  • otiose


    بی پاداش

  • barren


    هدر رفت

  • hollow


    بی نیاز

  • unrewarding


    بی ثمر

  • wasted


    غیر قابل دسترسی

  • needless


    بدون سود

  • unfruitful


    فایده ای نداشت

  • unprolific


    بدون تاثیر

  • unavailable


    برای هیچ

  • gainless


  • in vain


  • to no avail



  • for naught


antonyms - متضاد
  • fruitful


    مثمر ثمر

  • productive


    سازنده


  • تاثير گذار

  • profitable


    سودآور

  • deadly


    مرگبار

  • effectual


    موثر

  • efficacious


    کارآمد


  • قوی

  • potent


    موفقیت آمیز


  • با فضیلت

  • virtuous


    فراوان

  • abundant


    بارور

  • fecund


    پربار

  • fertile


    مفید

  • prolific


    قدرتمند


  • عامل

  • copious


    با ارزش

  • plentiful


    سودمند


  • با صرفه

  • operative


    توانا


  • فعال


  • قابل سرویس

  • worthwhile


    کافی است

  • beneficial


    ثروتمند

  • constructive


  • advantageous




  • serviceable




لغت پیشنهادی

fellow

لغت پیشنهادی

limo

لغت پیشنهادی

connections