waterloo

base info - اطلاعات اولیه

waterloo - واترلو

noun - اسم

/ˌwɔːtərˈluː/

UK :

/ˌwɔːtəˈluː/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterloo] در گوگل
description - توضیح
  • one of the main railway stations in London, just south of the River Thames. Trains from Waterloo go to the south and southwest of England.


    یکی از ایستگاه های راه آهن اصلی لندن، درست در جنوب رودخانه تیمز. قطارهای واترلو به جنوب و جنوب غربی انگلستان می روند.


  • شکست خوردن توسط کسی که برای شما خیلی قوی است یا از مشکلی که برای شما خیلی سخت است

example - مثال
  • This was the point at which he was to meet his Waterloo.


    این نقطه ای بود که او قرار بود با واترلو خود ملاقات کند.

synonyms - مترادف
  • annihilation


    نابودی

  • beating


    كتك زدن


  • سقوط - فروپاشی

  • conquest


    فتح

  • drubbing


    داب زدن


  • شکست


  • سقوط

  • licking


    لیس زدن

  • massacre


    قتل عام

  • overthrow


    سرنگونی

  • rout


    ذبح

  • slaughter


    کوبیدن

  • thrashing


    ضربه زدن

  • trouncing


    اپیلاسیون

  • waxing


    شلاق زنی

  • whipping


    شکست خرد کننده

  • crushing defeat


    پوسته زنی

  • shellacking


    سطل زباله

  • trashing


    مغلوب شدن

  • vanquishment


    سفید کردن

  • whitewashing


antonyms - متضاد

  • بالا آمدن


  • موفقیت

  • win


    پیروزی

لغت پیشنهادی

reverting

لغت پیشنهادی

advertisement

لغت پیشنهادی

age-old