bell-ringer

base info - اطلاعات اولیه

bell-ringer - زنگ زن

noun - اسم

/ˈbel rɪŋər/

UK :

/ˈbel rɪŋə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bell-ringer] در گوگل
description - توضیح
  • someone who rings church bells


    کسی که ناقوس کلیسا را ​​به صدا در می آورد

  • a campanologist


    آ کمپان شناس

  • Too flourishing, indeed for the vicar, who objected to the time his bell-ringers sat drinking ale.


    در واقع بسیار شکوفا شده است، برای معاون، که به زمانی اعتراض داشت که زنگ‌زنانش در حال نوشیدن مشروب هستند.

  • The arm-chair socialists were too engrossed in scoring advantage points over each other and so paid no attention to the bell-ringer.


    سوسیالیست‌های صندلی بغل بیش از حد غرق در کسب امتیاز برتری نسبت به یکدیگر بودند و بنابراین توجهی به زنگ‌زن نداشتند.

  • A closer look revealed the familiar Salvation Army logo on the pot but this bell-ringer was like none I recognized.


    با نگاهی دقیق‌تر، لوگوی آشنای ارتش رستگاری روی گلدان نشان داده شد، اما این زنگ‌ساز شبیه هیچ‌کدام بود که من نمی‌شناختم.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • hit


    اصابت


  • فوت کردن، دمیدن


  • در زدن


  • سکته


  • کمربند

  • box


    جعبه


  • تأثیر

  • punch


    مشت زدن

  • smack


    بو

  • spank


    زدن


  • ضربه

  • thump


    ضربه زدن

  • wallop


    ولوپ کردن

  • bang


    انفجار

  • bump


    دست انداز

  • clout


    نفوذ

  • cuff


    کاف

  • slap


    سیلی زدن

  • swipe


    کش رفتن

  • thwack


    thwack

  • clip


    کلیپ

  • collision


    برخورد


  • ترک


  • پوند

  • sock


    جوراب

  • welt


    ورم

  • whack


    ضربت زدن

  • bash


    ضربه شدید

  • biff


    بیف

  • buffet


    بوفه

  • rap


    رپ

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

furor

لغت پیشنهادی

owl

لغت پیشنهادی

hinder