bell-ringer
bell-ringer - زنگ زن
noun - اسم
UK :
US :
کسی که ناقوس کلیسا را به صدا در می آورد
a campanologist
آ کمپان شناس
در واقع بسیار شکوفا شده است، برای معاون، که به زمانی اعتراض داشت که زنگزنانش در حال نوشیدن مشروب هستند.
The arm-chair socialists were too engrossed in scoring advantage points over each other and so paid no attention to the bell-ringer.
سوسیالیستهای صندلی بغل بیش از حد غرق در کسب امتیاز برتری نسبت به یکدیگر بودند و بنابراین توجهی به زنگزن نداشتند.
A closer look revealed the familiar Salvation Army logo on the pot but this bell-ringer was like none I recognized.
با نگاهی دقیقتر، لوگوی آشنای ارتش رستگاری روی گلدان نشان داده شد، اما این زنگساز شبیه هیچکدام بود که من نمیشناختم.
اصابت
فوت کردن، دمیدن
در زدن
سکته
کمربند
جعبه
تأثیر
punch
مشت زدن
smack
بو
spank
زدن
ضربه
thump
ضربه زدن
wallop
ولوپ کردن
bang
انفجار
bump
دست انداز
clout
نفوذ
cuff
کاف
slap
سیلی زدن
swipe
کش رفتن
thwack
thwack
clip
کلیپ
collision
برخورد
ترک
پوند
sock
جوراب
welt
ورم
whack
ضربت زدن
bash
ضربه شدید
biff
بیف
buffet
بوفه
rap
رپ