babysitting
base info - اطلاعات اولیه
babysitting - نگهداری از کودک
noun - اسم
/ˈbeɪbisɪtɪŋ/
UK :
/ˈbeɪbisɪtɪŋ/
US :
family - خانواده
google image
example
-
مثال
من برای کسب درآمد بچه داری می کردم.
او با انجام مراقبت از کودک، درآمد کمی به دست می آورد.
من دوست دارم با بچه های دوستم وقت بگذرانم و دوستم از نگهداری رایگان بچه هیجان زده است.
synonyms
-
مترادف
daycare
مهد کودک
antonyms
-
متضاد