licking

base info - اطلاعات اولیه

licking - لیس زدن

noun - اسم

/ˈlɪkɪŋ/

UK :

/ˈlɪkɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [licking] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The home team were given a good licking.


    تیم میزبان به خوبی لیس زد.

  • Our team really gave them a licking last night.


    تیم ما واقعاً دیشب آنها را لیس زد.

synonyms - مترادف

  • شکست

  • beating


    كتك زدن

  • drubbing


    داب زدن


  • ضرر - زیان

  • trouncing


    ضربه زدن

  • rout


    پوسته زنی

  • shellacking


    چسباندن

  • pasting


    کوبیدن

  • thrashing


    نابودی

  • annihilation


    عصا کردن

  • caning


    تخریب

  • demolition


    چکش زدن

  • hammering


    قایم شدن

  • hiding


    توده

  • lump


    قتل عام

  • massacre


    سرنگونی

  • overthrow


    گچ کاری

  • plastering


    ذبح

  • slaughter


    پیرایش

  • trimming


    شلاق زنی

  • whipping


    کمین کردن

  • ambush


    فوت کردن، دمیدن


  • زنگ تفريح


  • درهم شکستن

  • breakdown


    بررسی


  • سقوط - فروپاشی


  • فتح

  • conquest


    شمردن


  • افتضاح

  • debacle


    فحاشی

  • defeasance


antonyms - متضاد

  • پیروزی


  • موفقیت

  • triumph


    دستاورد

  • win


    ببخشید

  • accomplishment


    ساختمان


  • ساخت و ساز

  • boon


    ایجاد


  • از دست دادن


  • ضرر - زیان


  • بالا آمدن

  • forfeit


    تسلیم شدن


  • خوش شانسی


  • افزایش می یابد

  • surrender


    در حال گسترش

  • yielding


    فتح


  • کودتا


  • سازمان انگلستان

  • extending


    آرام

  • conquest


    سازمان ایالات متحده

  • coup


    معجزه

  • organisationUK


    تعجب

  • calm


    سفارش

  • organizationUS





لغت پیشنهادی

cher

لغت پیشنهادی

scenarios

لغت پیشنهادی

vessel