acknowledging
acknowledging - تصدیق کردن
N/A - N/A
UK :
US :
present participle of acknowledge
فاعل فاعل از اذعان
پذیرش، اعتراف یا تشخیص چیزی، یا حقیقت یا وجود چیزی
معمولاً در نامه یا ایمیل به کسی بگویید که چیزی را که برای شما ارسال کرده است دریافت کرده اید
او اعتراف کرد که مقصر بوده است.
شما باید صحت استدلال او را تصدیق کنید.
مورخان عموماً او را به عنوان یک نابغه در رشته خود می شناسند.
او معمولاً به عنوان یکی از بهترین هنرمندان ما شناخته می شود.
آنها از تصدیق (= رسمیت شناختن) دولت جدید خودداری کردند.
او حتی حضور من را تصدیق نکرد (= نشان دهد که مرا دیده است).
دولت حتی وجود مشکل را تصدیق نخواهد کرد.
The government won't even acknowledge the existence of the problem.
لطفاً دریافت این نامه را تأیید کنید.
Please acknowledge receipt of this letter.
admitting
اعتراف کردن
granting
اعطا
accepting
پذیرش
allowing
اجازه می دهد
recognisingUK
به رسمیت شناختن انگلستان
recognizingUS
به رسمیت شناختن ایالات متحده
conceding
پذیرفتن
confessing
داشتن
owning
قدردانی می کند
appreciating
RealisingUK
realisingUK
تحقق ایالات متحده
realizingUS
آشکار شدن
revealing
تایید کردن
affirming
موافق
agreeing
اظهار نظر
professing
دیدن
seeing
تسلیم شدن
yielding
الحاق
acceding
شناخت
acquiescing
دانستن
cognizing
یادداشت برداری
knowing
درک کردن
noting
الحاق به
perceiving
پذیرفتن در
acceding to
موافقت با
acquiescing in
قول دادن
agreeing to
آگاه بودن
approving of
تعظیم به
avowing
bowing to
rejecting
رد کردن
denying
انکار کردن
contradicting
متناقض
disaffirming
عدم تایید
disclaiming
سلب مسئولیت
renouncing
چشم پوشی
disavowing
اخراج کردن
disconfirming
باطل کننده
dismissing
مخالف
disowning
انزجار
invalidating
چالش برانگیز
opposing
مسابقه دادن
abjuring
بحث برانگیز
challenging
مقابله کردن
contesting
اجازه ندادن
controverting
بحث کردن
countering
اعتراض می کند
disallowing
محکوم کردن
disapproving
بی توجهی
disputing
سود گویی
protesting
نادیده گرفتن
refuting
رو به کاهش است
repudiating
تخفیف دادن
condemning
قسم خوردن
disregarding
gainsaying
ignoring
reprobating
declining
discounting
forswearing
