adaptability

base info - اطلاعات اولیه

adaptability - تطبیق پذیری

noun - اسم

/əˌdæptəˈbɪləti/

UK :

/əˌdæptəˈbɪləti/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [adaptability] در گوگل
description - توضیح
  • an ability or willingness to change in order to suit different conditions


    توانایی یا تمایل به تغییر به منظور سازگاری با شرایط مختلف

  • ability or willingness to change


    توانایی یا تمایل به تغییر

example - مثال
  • Small enterprises generally offer greater adaptability than larger firms.


    شرکت های کوچک معمولاً سازگاری بیشتری نسبت به شرکت های بزرگ ارائه می دهند.

  • Adaptability is a necessary quality in an ever-changing work environment.


    سازگاری یک کیفیت ضروری در یک محیط کاری همیشه در حال تغییر است.

  • Overseas experience shows adaptability and an ability to cope with foreign languages.


    تجربه خارج از کشور نشان دهنده سازگاری و توانایی مقابله با زبان های خارجی است.

  • This car is the perfect mix of comfort adaptability, and speed.


    این خودرو ترکیبی عالی از راحتی، سازگاری و سرعت است.

synonyms - مترادف
  • flexibility


    انعطاف پذیری

  • versatility


    تطبیق پذیری

  • adjustability


    قابلیت تنظیم

  • changeability


    تغییرپذیری

  • convertibility


    تبدیل پذیری

  • malleability


    چکش خواری

  • plasticity


    پلاستیسیته

  • pliancy


    سازگاری

  • variability


    انطباق

  • adaptableness


    تغییر پذیری

  • compliancy


    دوسوختگی

  • pliability


    قابل تغییر

  • alterability


    محل اقامت

  • ambidexterity


    قابلیت کشش

  • compliance


    قابلیت ارتجاعی

  • conformability


    مشارکت

  • modifiability


    توسعه پذیری

  • accommodation


    تحرک

  • tractability


    مفید بودن

  • elasticity


    سیالیت


  • مهارت

  • extensibility


    سودمندی

  • mobility


    بده و بستان

  • flexibleness


    قابل حل بودن

  • usefulness


    تحمل

  • fluidity


  • skillfulness




  • tractableness


  • tolerance


antonyms - متضاد
  • inflexibility


    انعطاف ناپذیری

  • intransigence


    ناسازگاری

  • stubbornness


    سرسختی

  • rigidity


    سختی

لغت پیشنهادی

dating

لغت پیشنهادی

later

لغت پیشنهادی

dilution