anathematize

base info - اطلاعات اولیه

anathematize - بی روح کردن

N/A - N/A

əˈnæθ.ə.mə.taɪz

UK :

əˈnæθ.ə.mə.taɪz

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [anathematize] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • He has been anathematized as a villain.


    او به عنوان یک شرور مورد تحقیر قرار گرفته است.

  • The Pope anathematized the arms race.


    پاپ مسابقه تسلیحاتی را تحقیر کرد.

synonyms - مترادف
  • curse


    لعنت

  • accurse


    نفرین کردن

  • anathemize


    آنهمی کردن

  • beshrew


    بامزه

  • imprecate


    بی ارزش کردن

  • maledict


    مذمت

  • comminate


    ترکیب کردن

  • execrate


    ادا کردن

  • cuss


    فحش دادن

  • blaspheme


    توهین به مقدسات

  • be foul-mouthed


    بد دهان باشد


  • کثیف صحبت کن


  • از زبان بد استفاده کنید

  • bedamn


    لعنتی


  • شعله

  • revile


    دشنام دادن

  • utter profanity


    فحاشی مطلق

  • take name in vain


    نام بردن بیهوده


  • تماس بگیرید


  • سوگند

  • excommunicate


    تکفیر کردن

  • jinx


    جینکس

  • doom


    عذاب

  • hoodoo


    هودو


  • سو استفاده کردن

  • desecrate


    هتک حرمت کردن

  • profane


    ناسزا

  • voodoo


    وودو

  • hex


    هگز

  • utter oaths


    سوگندهای کامل

  • put the evil eye on


    چشم بد بگذار

antonyms - متضاد
  • bless


    برکت دادن

  • praise


    ستایش

  • commend


    ستایش کردن

  • laud


    تعریف و تمجید

  • compliment


    تایید


  • تحسین

  • extoll


    کف زدن

  • extol


    تعالی بخشید

  • acclaim


    تحریم

  • applaud


    عشق

  • exalt


    عشق ورزیدن


  • تجلیل کردن


  • بزرگ کردن

  • adore


    بیش از حد


  • پسندیدن

  • glorify


    گرامی داشتن

  • magnify


    افتخار ایالات متحده

  • overrate


    بالا بردن


  • چاپلوس کردن

  • cherish


    ارزش بیش از حد

  • honorUS


    اغراق کردن، مبالغه


  • HonourUK

  • flatter


    احترام

  • overvalue


    بیش از حد برآورد کردن

  • exaggerate


    افزایش دادن

  • honourUK


    توجه

  • esteem


    داخل کردن

  • overestimate




  • indorse


لغت پیشنهادی

ventilating

لغت پیشنهادی

beaming

لغت پیشنهادی

relegating