atop

base info - اطلاعات اولیه

atop - در بالا

preposition - حرف اضافه

/əˈtɑːp/

UK :

/əˈtɒp/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [atop] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a flag high atop a pole


    پرچمی بر فراز یک میله

  • a scoop of ice cream atop of a slice of apple pie


    یک پیمانه بستنی روی یک تکه پای سیب

  • The children piled atop one another in the sand.


    بچه ها روی شن ها روی هم انباشته بودند.

  • Fruit and vegetable prices rose 1.3 per cent atop a 2 per cent gain last month.


    قیمت میوه و سبزیجات در ماه گذشته 1.3 درصد بالاتر از 2 درصد افزایش یافت.

  • Coca-Cola is atop the list of best-selling soft drinks in the US.


    کوکاکولا در صدر لیست پرفروش ترین نوشابه های گازدار در ایالات متحده قرار دارد.

  • She sat atop a two-metre wall.


    او بالای یک دیوار دو متری نشست.

  • She and Harry toyed with the idea of living in a penthouse atop the building.


    او و هری به فکر زندگی در پنت هاوس بالای ساختمان بودند.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

  • در زیر


  • زیر


  • رو به پایین

  • downward


    زیر پا

  • underfoot


  • underneath


لغت پیشنهادی

walked

لغت پیشنهادی

reflection

لغت پیشنهادی

callous