bawdy
bawdy - بداخلاق
adjective - صفت
UK :
US :
آهنگ های بد، جوک ها، داستان ها و غیره در مورد رابطه جنسی هستند و خنده دار، لذت بخش و اغلب پر سر و صدا هستند
حاوی اظهارات طنز آمیز در مورد رابطه جنسی
زن پر جنب و جوش بود، حتی بداخلاق، اما چیزی محجوب، پولادین، در پشت سرسختی او وجود داشت.
اما در لندن خندههای شکمی را با نمایش بد طنز سالن موسیقی و آهنگهای تند به همراه داشت.
It's like an Electric Ballroom gig: rowdy, bawdy, hands outstretched, fingers touching, bodies crushing.
این مانند یک کنسرت سالن رقص الکتریکی است: غوغا، بداخلاق، دستهای دراز، انگشتان دست، له شدن بدن.
او این را به عنوان یک شوخی ناخوشایند نمی دانست.
یک کمدی جدید و بد
Lysistrata یک نمایشنامه بسیار احمقانه با خط داستانی بسیار بد است.
bawdy humour/songs
طنز/آهنگ های بداخلاق
indecent
ناشایست
racy
نژادپرستانه
coarse
درشت
filthy
کثیف
rude
بی ادب
vulgar
مبتذل
obscene
ناپسند
raunchy
بداخلاق
smutty
لکه دار
گسترده
earthy
خاکی
naughty
شیطون
lewd
بی حیا
spicy
تند
آبی
gross
ناخالص
salacious
خوش اخلاق
suggestive
پیشنهادی
crude
خام
نامناسب
indecorous
پورنوگرافی
pornographic
ریبالد
ribald
مخاطره آمیز
risqué
تیتراژ
titillating
غیر ظریف
improper
ارزان
indelicate
ناودان
licentious
نجس
gutter
impure
تمیز
decent
نجیب
G-rated
رنده شده
nonobscene
غیر زشت
wholesome
سالم
chaste
پاکدامن
خوب
بی گناه
فروتن
اخلاقی
respectable
قابل احترام
seemly
به ظاهر
undefiled
بی آلایش
upright
عمودی
virtuous
با فضیلت
مناسب
باکره
virginal
خالص
معصوم
immaculate
غیر توهین آمیز
inoffensive
تصفیه شده
refined
زیبا
decorous
با ادب
polite
خوش سلیقه
tasteful
خفیف
mild
prim
prim
دوستانه
غیر قابل اعتراض
unobjectionable
دلپذیر
pleasant
غیر تحریک آمیز
nonprovocative