bedeck
bedeck - تخت
verb - فعل
UK :
US :
برای تزئین چیزی مانند ساختمان یا خیابان با آویزان کردن چیزهایی در سراسر آن
برای تزئین یا پوشاندن
سالن رقص برای پذیرایی با گل تزئین شده بود.
چراغ های دیواری در دیوارهای سنگی بزرگ با سایه های ابریشمی صورتی تزئین شده بود.
راهروی ورودی با درختان و گیاهان گرمسیری تزئین شده بود.
موضوع پرتره با جواهرات تزئین شده است.
a flower-bedecked balcony
بالکن گلکاری شده
اتاق پر از گل بود.
decorate
تزئین کنید
trim
کوتاه کردن
adorn
آراستن
array
آرایه
embellish
رحمت
grace
زینت
ornament
فستون
festoon
زیبا کردن
beautify
عرشه
غنی سازی
enrich
چاشنی زدن
garnish
بادیزن
bedizen
افزایش دهد
blazon
prettify
caparison
blazon
انجام دادن
caparison
پرده
لباس
drape
برجسته کردن
خیال پردازی کردن
emblaze
مبله کردن
emboss
تاب دادن
fancify
اکلیل زدن
furnish
خواب شب
swathe
بی اسپنگل
wreathe
انجام بده
bedight
لباس پوشیدن
bespangle
انگلستان
engarland
blemish
عیب
deface
خراب کردن
disfigure
مخدوش کردن
mar
مارس
scar
جای زخم
spoil
از بین بردن
mutilate
مثله کردن
ruin
آلوده کردن
defile
معلول کردن
maim
نقص
flaw
خدشه دار کردن
impair
بلایت
blight
تغییر شکل دادن
deform
خرد کردن
mangle
خرابکاری انگلستان
vandaliseUK
خرابکاری ایالات متحده
vandalizeUS
تحریف کردن
distort
زخمی کردن
injure
زشت کردن
uglify
زخم
غیرجذاب کردن
make unattractive
نوار
درآوردن
لباس پوشیدن
unclothe
برهنه
disrobe
بی نظمی
undress
غیرقابل اعتماد
disarray
صدمه
untruss
harm
