bifurcate
bifurcate - دو شاخه شدن
verb - فعل
UK :
US :
تقسیم کردن
fork
چنگال
جداگانه، مجزا
diverge
واگرا شدن
شکاف
شاخه
furcate
فورکات
ramify
منشعب کردن
bisect
دو نیم کن
بخش
divaricate
متغییر کردن
شعبه ی
گسترش
به جهات مختلف بروید
جداسازی
sever
متفرق شدن
disunite
قطع شدن
subdivide
تقسیم به دو
disconnect
جدا کردن
لغو پیوند
disjoin
شکافتن
uncouple
متفرق کننده
unlink
از هم گسستن
unyoke
به راه های جداگانه بروید
cleave
sunder
decouple
dissever
disjoint
موافق
ترکیب کردن
converge
همگرا شوند
پیوستن
unite
متحد کردن
merge
ادغام
اتصال
جمع آوری
ملاقات
coincide
مصادف شدن
intersect
تقاطع
صلیب
با هم بیایند
convene
دور هم جمع شدن
focalize
متمرکز کردن
assemble
جمع آوری کنید
rally
تجمع
تمرکز
پیوند دادن
concenterUS
مرکز ایالات متحده
concentreUK
concentreUK
ارتباط دادن
unify
خلاصه کردن
abridge
حفظ
نگه دارید
متراکم کردن
condense
کاهش دادن
lessen
کوتاه کردن
shorten
کاهش می یابد
كاهش دادن
