reprimand
reprimand - توبیخ
noun - اسم
UK :
US :
اینکه به کسی رسماً بگوییم کاری که انجام داده بسیار اشتباه است
to tell someone that they have done something wrong or illegal and are being punished for it – used especially in official contexts
برای گفتن به کسی که کاری اشتباه یا غیرقانونی انجام داده و به خاطر آن مجازات می شوند - به ویژه در زمینه های رسمی استفاده می شود
if a parent teacher or other adult scolds a child they talk to them angrily because they have done something wrong. Scold sounds rather formal and old-fashioned. In everyday English people usually say tell somebody off
اگر والدین، معلمان یا بزرگسالان دیگری کودکی را سرزنش کنند، با عصبانیت با او صحبت می کنند زیرا کار اشتباهی انجام داده اند. Scold نسبتاً رسمی و قدیمی به نظر می رسد. در زبان انگلیسی روزمره مردم معمولاً می گویند به کسی بگو بگو
to talk angrily to someone because they have done something wrong. Tell somebody off is more common in British English than American English
با عصبانیت با کسی صحبت کردن چون کار اشتباهی انجام داده است. Tell Somebody off در انگلیسی بریتانیایی بیشتر از انگلیسی آمریکایی رایج است
با عصبانیت با کودک صحبت کنید زیرا آنها کار اشتباهی انجام داده اند
to talk angrily to someone for a long time about something they have done wrong especially in a way that they think is not necessary or fair
با عصبانیت طولانی مدت با کسی در مورد کاری که اشتباه انجام داده صحبت کردن، به خصوص به گونه ای که فکر می کند ضروری یا منصفانه نیست.
به کسی بگوید که نباید کاری می کرد
to talk to someone in a way that shows you are disappointed at what they have done. Reproach sounds much gentler than criticizing someone or reprimanding them
با کسی طوری صحبت کنید که نشان دهد از کاری که انجام داده ناامید هستید. سرزنش بسیار ملایم تر از انتقاد از کسی یا سرزنش او به نظر می رسد
to publicly criticize someone for a long time in a way that shows you strongly disapprove of what they have done
انتقاد علنی از شخصی برای مدت طولانی، به نحوی که نشان دهد شما به شدت با کاری که انجام داده است مخالف هستید
موقعیتی که به طور رسمی به کسی گفته می شود که کار بسیار اشتباهی انجام داده است
برای ابراز مخالفت رسمی شدید خود با کسی
انتقاد رسمی شدید از یک شخص یا رفتار او
به کسی گفتن، به ویژه رسماً رفتار او اشتباه و غیرقابل قبول است
رسماً به کسی بگوید که کار اشتباهی انجام داده است
عمل اینکه به کسی رسماً می گویند که کار اشتباهی انجام داده است
پس از محاکمه دو افسر پلیس از وظیفه تعلیق شدند. چهار نفر دیگر توبیخ شدند.
او از اینکه از دفترش برای توبیخ فراخوانده شده بود ناراحت بود.
اگر شکایت کنی شاید توبیخ شوند اما تو مرده ای..
وسیم، اگرچه توسط لنکاوی به دلیل نظراتی که در این کتاب به او نسبت داده شده، مورد سرزنش قرار گرفته است.
Breslin was sharply reprimanded for insulting an Asian-American reporter.
برسلین به دلیل توهین به یک خبرنگار آسیایی-آمریکایی مورد سرزنش شدید قرار گرفت.
سرکارگر کارگران را به دلیل رعایت نکردن مراحل ایمنی به شدت توبیخ کرد.
با کمی تلاش به پاهایش نگاه کرد که انگار می خواهد آنها را سرزنش کند.
او به دلیل رفتارش مورد توبیخ شدید قرار گرفت.
او به دلیل گاز گرفتن دختر دیگری توسط معلمش مورد سرزنش قرار گرفت.
رئیسش به خاطر دیر آمدن به او توبیخ شدیدی کرد.
در عرض سه سال یک توبیخ کتبی دریافت کردم.
کمیته او را به خاطر رفتار غیرهمکارانهاش توبیخ و توبیخ کرد.
رئیسش به دلیل تاخیر دوباره به او توبیخ شدیدی کرد.
رئیس اداره به دلیل عدم گزارش سرقت رایانه ای مورد توبیخ شدید قرار گرفت.
به او توبیخ کتبی داده شد.
همه آنها نامه های توبیخ دریافت خواهند کرد.
rebuke
rebuke
reproof
توبیخ
reproach
سرزنش
censure
انتقاد
scolding
سرزنش کردن
castigation
محکوم کردن
admonition
پند
admonishment
تذکر
سخنرانی
upbraiding
تظاهرات
lecture
محکومیت
remonstration
کلاه گیس
reproval
فرش
lambasting
برشته کردن
condemnation
غلت زدن
chiding
گوش شنوا
wigging
رپ
carpeting
پاکسازی
roasting
انفجار
rollicking
رتبه بندی
earful
ردیف
denunciation
بوللاک کردن
rap
عصا کردن
excoriation
سخت گیری
blast
مظلومیت
bollocking
caning
stricture
objurgation
commendation
ستایش
praise
نقل قول
citation
تایید
endorsement
تاییدیه
indorsement
تعریف و تمجید
compliment
تبریک می گویم
congratulations
بخشش
forgiveness
جایزه
reward
تحسین
acclaim
افتخار ایالات متحده
honorUS
سلام می کند
salutes
تشویق و تمجید
applause
HonourUK
honourUK
تشویق
ovation
به سلامتی
cheers
احترام
tribute
تصویب
accolade
موافقت رسمی
ستایش ها
acclamation
تبریک
approbation
دسته گل
plaudits
ادای احترام
admiration
گواهینامه
felicitations
تعارف
bouquets
encomium
homage
مداحی
adulation
testimonial
compliments
encomium
eulogy
