blond

base info - اطلاعات اولیه

blond - بلوند

N/A - N/A

blɑnd

UK :

https://dictionary.cambridge.orgN/A

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [blond] در گوگل
description - توضیح
  • another spelling of blonde


    املای دیگری از بلوند

  • a man who is blond has pale or yellow hair


    مردی که بلوند است موهای کم رنگ یا زرد دارد

  • (esp. of hair) pale yellow or golden


    (به ویژه از مو) زرد کم رنگ یا طلایی

  • At 23 and with just 12 Tests behind him the blond Aussie is cricket's hottest property right now.


    استرالیایی بلوند در 23 سالگی و تنها 12 تست پشت سرش، داغ ترین دارایی کریکت در حال حاضر است.

  • He was blond, Ellie was blond and their child was blond.


    او بلوند، الی بلوند و فرزندشان بلوند بود.

  • He'd admire his long blond hair his bright blue eyes and his perfect white teeth.


    او موهای بلند و بلوند، چشمان آبی روشن و دندان های سفید و بی نقصش را تحسین می کرد.

  • Minna rang the bell and a small thin woman with blond hair opened the door.


    مینا زنگ را زد و زنی لاغر اندام با موهای بلوند در را باز کرد.

  • He is sitting in one of the curved Scandinavian chairs of blond wood with an orange backing.


    او روی یکی از صندلی های منحنی اسکاندیناوی از چوب بلوند با پشتی نارنجی نشسته است.

  • The blond young man from the back door stepped into the living room; his nose was running grossly and copiously.


    مرد جوان بلوند از پشت در وارد اتاق نشیمن شد. بینی اش به شدت و زیاد می دوید.

example - مثال
  • Do you think she’s a natural blonde, or is her hair bleached?


    آیا فکر می کنید او یک بلوند طبیعی است یا موهایش سفید شده است؟

synonyms - مترادف
  • flaxen


    کتان

  • blonde


    طلایی


  • نمایشگاه


  • شنی

  • sandy


    پوشال

  • straw


    رنگ زرد


  • قهوه ای رنگ

  • tawny


    سبک


  • سفید شده

  • bleached


    طلا


  • رنگ پریده


  • پلاتین

  • platinum


    یدک کش

  • towheaded


    خاکستر

  • ash


    colorUK

  • colourUK


    رنگ آمریکا

  • colorUS


    بریتانیا رنگ روشن

  • light-colouredUK


    رنگ روشن آمریکا

  • light-coloredUS


    مو روشن

  • fair-haired


    به رنگ نی

  • light-haired


    نقره ای

  • straw-colored


    برفی

  • silvery


    موی کتان

  • tow-headed


    آرجنت

  • snowy


    پوست روشن

  • flaxen-haired


    گوسفند

  • argent


    مایل به زرد

  • tow-haired


  • fair-skinned


  • sallow


  • yellowish


antonyms - متضاد
  • brunet


    سبزه

  • brunette


    تاریک


  • سیاه


  • رنگارنگ آمریکا

  • colorfulUS


    خرمایی

  • auburn


    رنگارنگ انگلستان

  • colourfulUK


    روشن


  • کدر

  • dull


    رنگ قهوه ای


  • فندق

  • chestnut


    swart

  • swart


    تیره

  • swarthy


    جت سیاه

  • jet-black


    تاریک شده

  • colouredUK


  • darkened


  • coloredUS


لغت پیشنهادی

inhabitant

لغت پیشنهادی

moderately

لغت پیشنهادی

ran