disqualified

base info - اطلاعات اولیه

disqualified - رد صلاحیت شد

N/A - N/A

dɪˈskwɑː.lə.faɪ

UK :

dɪˈskwɒl.ɪ.faɪ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disqualified] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Two top athletes have been disqualified from the championship after positive drug tests.


    دو ورزشکار برتر پس از مثبت شدن تست مواد مخدر از مسابقات قهرمانی محروم شدند.

  • He's been disqualified from driving for a year.


    او یک سال است که از رانندگی محروم شده است.

synonyms - مترادف
  • ineligible


    نامناسب

  • banned


    ممنوع شد

  • barred


    مسدود

  • debarred


    منع شده است

  • disbarred


    منحل شد

  • disentitled


    بی هویت

  • precluded


    مانع شده است

  • prohibited


    ممنوع است

  • eliminated


    حذف شده است

  • excluded


    مستثنی شده است

  • ruled out


    منتفی شد


  • خارج از اجرا

  • unentitled


    بدون عنوان

  • disallowed


    غیر مجاز

  • unqualified


    فاقد صلاحیت

  • out


    بیرون

  • legally disqualified


    رد صلاحیت قانونی

  • not qualified


    صلاحیت دار نیست

  • expelled


    اخراج کرد

  • dismissed


    رد

  • discarded


    دور انداخته شد

  • forbidden


    ممنوع

  • outlawed


    غیرقانونی

  • proscribed


    ممنوع شده است

  • taboo


    تابو

  • dropped


    کاهش یافته است

  • interdicted


    پر حرف

  • verboten


    رانده شده

  • impermissible


  • tabu


  • driven out


antonyms - متضاد
  • allowed


    مجاز

  • eligible


    واجد شرایط

  • permitted


    مجاز است

  • admissible


    قابل قبول

  • acceptable


    خوش آمدی

  • permissible


    پذیرفته شده

  • allowable


    قابل تحمل


  • غیر قابل اعتراض

  • accepted


    تایید شده

  • tolerable


    مجاز انگلستان

  • unobjectionable


    مجاز ایالات متحده

  • approved


    باشه

  • authorisedUK


    تحمل کرد

  • authorizedUS


    تحریم شده است


  • اعطا شده

  • tolerated


    به رسمیت شناخته شده در انگلستان

  • sanctioned


    به رسمیت شناخته شد

  • granted


    کوشر

  • recognisedUK


    تایید شده است

  • recognizedUS


    مشروع

  • kosher


    خوب

  • endorsed


    خیلی خوب


  • به ترتیب

  • OK


    کاملا خوب


  • در محدوده های پذیرفته شده

  • A-OK


    غیر ممنوع



  • within accepted bounds


  • unforbidden


  • unprohibited


لغت پیشنهادی

carryover

لغت پیشنهادی

acquisitive

لغت پیشنهادی

jake