guts
guts - دل و روده
N/A - N/A
UK :
US :
شجاعت و اراده ای که برای انجام کاری دشوار یا ناخوشایند نیاز دارید
قطعات داخل ماشین یا قطعه ای از تجهیزات
مهم ترین یا اساسی ترین بخش های چیزی
bravery and determination
شجاعت و اراده
نویسنده جرأت نداشت اسمش را بگذارد!
جرات نداشتی!
جرات نداشت حرفم را تمام کند. آیا تو؟
علاوه بر این، او جراتش را نداشت.
شما می گویید جراتش را ندارید.
Conservative Members know what is in store for them when they have the guts to call the general election.
اعضای محافظهکار میدانند که وقتی جرات برگزاری انتخابات عمومی را داشته باشند، چه چیزی در انتظارشان است.
هیچ کس دیگری جراتش را نخواهد داشت.
یا جرات این را دارید که یک بلوک به سمت شرق راه بروید و 7-Eleven را نشان دهید؟
bravery
شجاعت
عصب
شجاعانه
daring
نترسی
fearlessness
بی حیایی
courageousness
جسارت
intrepidity
چیدن
boldness
دلتنگی
pluck
صلابت
dauntlessness
روح
fortitude
شن
ستون فقرات
grit
متانت
backbone
valorUS
mettle
گستاخی
valorUS
valourUK
gutsiness
دلاوری
braveness
وقاحت
audacity
سرسختی
valourUK
قهرمانی
spine
بطری
valiancy
قلب
valorousness
دوختی
effrontery
بدجنس
hardihood
heroism
gallantry
doughtiness
spunk
cowardice
بزدلی
timidity
ترسو بودن
ترس
weakness
ضعف
cravenness
ولع
spinelessness
بی ستونی
pusillanimity
پوسیدگی
gutlessness
بی رحمی
fearfulness
پولترونی
poltroonery
جسارت
dastardliness
ترسناکی
timorousness
بی حیایی
wimpiness
دلتنگی
faintheartedness
فانک
funk
نرمی
softness
mousiness
wimpishness
بی روحی
mousiness
دختر
spiritlessness
بازآفرینی
sissiness
ضعف قلب
feebleness
مرغ دلی
recreance
پاهای سرد
recreancy
cowardliness
meekness
cowardness
faint-heartedness
chickenheartedness
pusillanimousness
cowardship
cold-feet
