remediation

base info - اطلاعات اولیه

remediation - اصلاح

noun - اسم

/rɪˌmiːdiˈeɪʃn/

UK :

/rɪˌmiːdiˈeɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [remediation] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • remediation of contaminated soil


    اصلاح خاک آلوده

  • the remediation of reading problems


    رفع مشکلات خواندن

  • environmental remediation


    اصلاح محیط زیست

  • Protecting the community's health and safety during this remediation is our top priority.


    حفاظت از سلامت و ایمنی جامعه در طول این اصلاح، اولویت اصلی ما است.

  • The program supports local responses to chemical-spill emergencies, hazardous-waste disposal, and remediation of industrial sites.


    این برنامه از پاسخ‌های محلی به شرایط اضطراری نشت مواد شیمیایی، دفع زباله‌های خطرناک و اصلاح سایت‌های صنعتی پشتیبانی می‌کند.

  • remediation programs/operations/projects


    برنامه ها/عملیات/پروژه های اصلاحی

  • environmental/soil remediation


    اصلاح محیطی/خاک

  • It is hoped that the remediation steps described above will be effective in addressing the company's problems.


    امید است اقدامات اصلاحی که در بالا توضیح داده شد در رفع مشکلات شرکت موثر باشد.

synonyms - مترادف
  • amends


    اصلاح می کند

  • compensation


    جبران خسارت

  • damages


    خسارت

  • indemnification


    غرامت

  • redress


    بازپرداخت

  • reimbursement


    درمان

  • remedy


    پاداش

  • remuneration


    استرداد

  • restitution


antonyms - متضاد
  • aggravation


    تشدید


  • خسارت

  • harm


    صدمه


  • جراحت


  • خراب کردن

  • spoiling


    بدتر شدن

  • worsening


    زوال

  • deterioration


    کاهش می یابد


  • انحطاط

  • degeneration


لغت پیشنهادی

babysitter

لغت پیشنهادی

pry

لغت پیشنهادی

fingerprinted