burgundy
burgundy - بورگوندی
noun - اسم
UK :
US :
شراب قرمز یا سفید از منطقه بورگوندی فرانسه
یک رنگ قرمز تیره
شراب، معمولا قرمز، که از منطقه بورگوندی در شرق مرکزی فرانسه می آید
رنگ بنفش مایل به قرمز تیره، مانند رنگ شراب قرمز
دارای رنگ بنفش مایل به قرمز تیره، مانند رنگ شراب قرمز
The firm's wines, mostly bearing its own distinctive labels, include a magnificent collection of ready-to-drink burgundy.
شراب های این شرکت، که عمدتاً برچسب های متمایز خود را دارند، شامل مجموعه ای باشکوه از شراب آماده برای نوشیدن است.
Of course lamb and fine burgundy were born for each other and the Chateau Grancey 1982 was memorable.
البته بره و بورگوندی خوب برای یکدیگر متولد شدند و Chateau Grancey 1982 به یاد ماندنی بود.
دیوارهای مطالعه به رنگ قرمز پررنگ هستند تا رنگ بورگوندی پرده های ملیله را بچشند.
او یک لیوان شرابی سفارش داد.
این یکی از بهترین بورگوندی هایی است که من چشیده ام.
شراب من را به یاد یک بورگوندی خوب سفید انداخت.
من دوست دارم کبود و بنفش بپوشم.
رنگ های قرمز تیره و طلایی روشن وجود دارد که با اسطوخودوس، بورگوندی و آبی ترکیب شده است.
پیراهن حریر بورگوندی پوشیده بود.
از روی فرش شرابی به آشپزخانه رفت.
قابلمه داغ
stew
خورشت
casserole
قابلمه
goulash
گولش
mulligan
مولیگان
bourguignon
بورگینیون
pasticcio
پاستیسیو
سوپ
nabe
نمی شود
nabemono
nabemono
steamboat
قایق بخار
broth
ابگوشت
brew
دم کردن
bisque
سوپ غلیظ خامه ای
consommé
کنسومه
chowder
آبگوشت
موجودی
bouillon
بویلون
gumbo
گامبو
pot au feu
pot au feu