Latin

base info - اطلاعات اولیه

Latin - لاتین

N/A - N/A

ˈlæt̬.ɪn

UK :

ˈlæt.ɪn

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [Latin] در گوگل
description - توضیح

  • زبان مورد استفاده در روم باستان

  • someone from Latin America


    کسی از آمریکای لاتین

  • someone from a southern European country whose language developed from Latin, for example Spain, Portugal, or Italy


    فردی از یک کشور جنوب اروپا که زبانش از لاتین توسعه یافته است، برای مثال اسپانیا، پرتغال یا ایتالیا

  • relating to the Latin language


    مربوط به زبان لاتین

  • from or relating to South America


    از آمریکای جنوبی یا مربوط به آن

  • from or relating to southern European countries whose languages developed from Latin, for example Spain, Portugal, or Italy


    از یا مربوط به کشورهای جنوب اروپا که زبان آنها از لاتین توسعه یافته است، برای مثال اسپانیا، پرتغال، یا ایتالیا

  • the language used by ancient Romans and as the language of educated people in many European countries in the past


    زبانی که رومیان باستان از آن استفاده می کردند و در گذشته به عنوان زبان افراد تحصیل کرده در بسیاری از کشورهای اروپایی استفاده می شد

  • written in Latin


    به زبان لاتین نوشته شده است

  • relating to (people or things in) countries that use a language that developed from Latin, such as French or Spanish


    مربوط به (افراد یا چیزهایی در) کشورهایی است که از زبانی استفاده می کنند که از لاتین توسعه یافته است، مانند فرانسوی یا اسپانیایی

  • William Stearn, author of Botanical Latin.


    ویلیام استرن، نویسنده کتاب لاتین گیاه شناسی.

  • At seventy-four, he published humorous verse in Latin.


    در هفتاد و چهار، او شعر طنز را به لاتین منتشر کرد.

  • On 11 September 1962, Pope John broadcast to the world in Latin.


    در 11 سپتامبر 1962، پاپ جان به زبان لاتین برای جهانیان برنامه پخش کرد.

  • To those few students of Latin who express a particular interest.


    به آن تعداد معدودی از دانشجویان لاتین که علاقه خاصی ابراز می کنند.

  • They were sure Latin would make it harder.


    آنها مطمئن بودند که لاتین کار را سخت تر می کند.

example - مثال
  • a Latin poem


    یک شعر لاتین

  • his Latin good looks


    خوش قیافه لاتین او

synonyms - مترادف
  • classical


    کلاسیک

  • Grecian


    یونانی

  • Hellenic


    اتاق زیر شیروانی

  • Attic


    رومی

  • Greek


    آگوستن

  • Roman


    یونان باستان

  • Augustan


    بیلتری

  • ancient Greek


    دوریک

  • attic


    هومری

  • belletristic


    یونی

  • classicistic


    ویرجیلیان

  • Doric


    روم باستان

  • Homeric


  • Ionic


  • roman


  • Virgilian


  • ancient Roman


antonyms - متضاد
  • gringo


    گرینگو

لغت پیشنهادی

glitch

لغت پیشنهادی

colonel

لغت پیشنهادی

limitation