barre

base info - اطلاعات اولیه

barre - بره

N/A - N/A

bɑːr

UK :

bɑːr

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [barre] در گوگل
description - توضیح
  • a horizontal bar fixed at a convenient height for dancers to hold on to in order to help them balance while exercising


    یک میله افقی که در ارتفاع مناسب برای نگه داشتن رقصندگان ثابت شده است تا به آنها کمک کند در حین ورزش تعادل برقرار کنند.

  • exercise using a barre, done by dancers and by other people wanting to be healthier and to make their muscles stronger


    ورزش با استفاده از میله که توسط رقصندگان و سایر افرادی که می خواهند سالم تر باشند و عضلات خود را قوی تر کنند انجام می شود.

example - مثال
  • An ex-dancer, he still warms up every morning at the ballet barre.


    او که یک رقصنده سابق است، هنوز هم هر روز صبح در سالن باله خود را گرم می کند.

  • The room was converted into a dance studio with mirrored walls and a barre.


    اتاق به یک استودیوی رقص با دیوارهای آینه ای و میله تبدیل شد.

  • Barre is fun because it incorporates the use of music and choreography.


    Barre سرگرم کننده است زیرا استفاده از موسیقی و رقص را در خود جای داده است.

  • I decided to try a barre class.


    تصمیم گرفتم یک کلاس barre را امتحان کنم.

synonyms - مترادف
  • pilates


    پیلاتس

  • Contrology


    کنترل شناسی


  • سیستم تناسب اندام

  • yoga


    یوگا

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

entwined

لغت پیشنهادی

municipality

لغت پیشنهادی

nonlinear