askance
askance - خمیده
adverb - قید
UK :
US :
نگاه کردن یا فکر کردن به کسی یا چیزی با شک، عدم تایید یا بدون اعتماد
The tradition that you came from often looked askance at constitutions, regarding them as mere pieces of paper.
سنتی که شما از آن سرچشمه میگیرید، اغلب به قوانین اساسی با تعجب نگاه میکرد و آنها را صرفاً تکههای کاغذ میدانست.
اگر این روزها دانش آموزی با نمایشنامه ای خوش ساخت به سراغ من بیاید، کمی کج به آن نگاه می کنم.
آنها با تردید وارد شدند، با احترام به ویلکاکس سر تکان دادند و با تعجب به رابین نگاه کردند.
نه، این جنی نبود که او را وادار کرد که به میراث کج نگاه کند.
اغلب به سرزمین اصلی کج نگاه می کرد.
Yet this restatement of his views won him political support from Liberals who looked askance at this quasi-nationalization programme.
با این حال، این بیان مجدد دیدگاههای او باعث حمایت سیاسی لیبرالهایی شد که به این برنامه شبه ملیسازی نگاه میکردند.
گاهی اوقات آنها به آنچه که من روی آن انداخته بودم با تعجب نگاه می کردند.
حزب اپوزیسیون به بیشتر سیاستهای پیشنهادی دولت با تعجب نگاه کرد.
وقتی او قبل از دیگران شروع به غذا خوردن کرد، با کج به او نگاه کرد.
پیشخدمتی با لباس تاکسیدو به شلوار جین او نگاه کرد.
آنها با کج به لباس های ژولیده ما نگاه کردند.
sideways
به پهلو
obliquely
غیر مستقیم
sidelong
کناری
indirectly
خرچنگ
crabwise
لبه ها
sidewards
لبه ای
edgeways
پهن
edgewise
جانبی
broadside
ناکام
sidewise
به صورت جانبی
athwart
اول سمت
laterally
مورب
متقاطع
diagonally
عرضی
crosswise
چهارراه
transversely
گوشه ای
crossways
جانبداری
cornerwise
گوشه ها
bias
کج کردن
cornerways
به صورت مایل
aslant
شیب دار
slantwise
گوشه گربه ای
aslope
در یک زاویه
catty-corner
گوشه زن سبک و جلف
پذیرایی-گوشه
kitty-corner
cater-corner
trustfully
با اعتماد
trustingly
با تایید
approvingly
با استقبال
welcomingly
با قدردانی
appreciatively
مثبت
positively
با تحسین
admiringly