acoustically
base info - اطلاعات اولیه
acoustically - به صورت آکوستیک
adverb - قید
/əˈkuːstɪkli/
UK :
/əˈkuːstɪkli/
US :
family - خانواده
google image
example
-
مثال
یک سالن کنسرت عالی از نظر آکوستیک
همه ما بدون گیتار الکتریک خشمگین و غیره به صورت آکوستیک می نوازیم.
ساختمان جدید به صورت آکوستیک برای ضبط آلبوم طراحی شده بود.
کلماتی که به صورت مجزا شنیده می شوند از نظر آکوستیک با کلمات مشابه در گفتار در حال اجرا متفاوت هستند.
او با علاقه می نوازد، چه با گیتار الکتریک یا آکوستیک.
او امشب به تنهایی روی صحنه می رود و به صورت آکوستیک اجرا می کند.
synonyms
-
مترادف
audially
به صورت شنیداری
audibly
به صورت شنوایی
auditorily
به صورت صوتی
phonically
به صورت گوش
aurally
از نظر شنیداری
auricularly
با صدای بلند
hearingly
soundly
sonically
antonyms
-
متضاد
