ajar

base info - اطلاعات اولیه

ajar - نیمه باز

adjective - صفت

/əˈdʒɑːr/

UK :

/əˈdʒɑː(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [ajar] در گوگل
description - توضیح
  • a door that is ajar is slightly open


    دری که باز است کمی باز است

  • If a door is ajar, it is slightly open


    اگر دری باز است، کمی باز است


  • تقریبا بسته کمی باز

  • To his right was a large walk-in cupboard, its door slightly ajar.


    در سمت راست او یک کمد بزرگ قرار داشت که در آن کمی باز بود.

  • I went back to the door and opened it leaving it ajar.


    برگشتم سمت در و بازش کردم و باز گذاشتمش.

  • She had left her bedroom door ajar and could hear her parents talking downstairs.


    در اتاق خوابش را نیمه باز گذاشته بود و صدای صحبت پدر و مادرش را در طبقه پایین می شنید.

  • Sometimes the door was ajar and I would see her sitting absolutely still staring into space not reading at all.


    گاهی در باز بود و من او را می‌دیدم که کاملاً بی‌حرکت نشسته، به فضا خیره شده و اصلاً نمی‌خواند.

  • The door was ajar and Patrick could see movement inside the room.


    در باز بود و پاتریک می توانست حرکت داخل اتاق را ببیند.

  • I noticed that the door to it was ajar and realized what had happened.


    متوجه شدم که در آن باز است و متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است.

  • The door was ajar, letting out the warmth and scent of heaven.


    در باز بود و گرما و بوی بهشت ​​را بیرون می داد.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • agape


    آگاپ


  • باز کن

  • unfastened


    بسته نشده

  • unlatched


    باز شده

  • gaping


    شکاف زدن

  • unclosed


    قفل شده است

  • unlocked


    ناامن

  • unsecured


    نیمه باز


  • کمی باز


  • تا حدی باز

  • unshut


    نیمه بسته


  • از قفل

  • half closed


    کاملا باز

  • off the latch


    پیچ نشده


  • خمیازه

  • unbolted


    بدون مهر و موم

  • yawning


    باز شد

  • unsealed


    بسته نشده است

  • opened


    بدون منع

  • not closed


    رایگان

  • unbarred


    روشن


  • بسته نیست


  • پاتولوز


  • منبسط

  • patulous


    آشکار کرد

  • expanded


    پوست کنده

  • revealed


    پاک شد

  • peeled


    قابل عبور ساخته شده است

  • cleared


    غیر ایمن

  • made passable


  • nonsecured


antonyms - متضاد
  • closed


    بسته


  • کاملا باز


  • مهر و موم شده

  • sealed


    پیچ شده

  • bolted


    قفل شده است

  • locked


    امن شده است

  • secured


    مسدود

  • barred


    امن است


  • متصل اند

  • fastened


    قفل شده

  • padlocked


لغت پیشنهادی

proven

لغت پیشنهادی

weighty

لغت پیشنهادی

acetaminophen