ajar
ajar - نیمه باز
adjective - صفت
UK :
US :
دری که باز است کمی باز است
اگر دری باز است، کمی باز است
تقریبا بسته کمی باز
در سمت راست او یک کمد بزرگ قرار داشت که در آن کمی باز بود.
برگشتم سمت در و بازش کردم و باز گذاشتمش.
در اتاق خوابش را نیمه باز گذاشته بود و صدای صحبت پدر و مادرش را در طبقه پایین می شنید.
Sometimes the door was ajar and I would see her sitting absolutely still staring into space not reading at all.
گاهی در باز بود و من او را میدیدم که کاملاً بیحرکت نشسته، به فضا خیره شده و اصلاً نمیخواند.
در باز بود و پاتریک می توانست حرکت داخل اتاق را ببیند.
متوجه شدم که در آن باز است و متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است.
در باز بود و گرما و بوی بهشت را بیرون می داد.
در را نیمه باز می گذارم.
در دفتر نیمه باز ایستاده بود.
در را نیمه باز گذاشتیم تا حرف آنها را بشنویم.
در را نیمه باز گذاشتم تا صدای بچه را بشنوم.
agape
آگاپ
باز کن
unfastened
بسته نشده
unlatched
باز شده
gaping
شکاف زدن
unclosed
قفل شده است
unlocked
ناامن
unsecured
نیمه باز
کمی باز
تا حدی باز
unshut
نیمه بسته
از قفل
half closed
کاملا باز
پیچ نشده
خمیازه
unbolted
بدون مهر و موم
yawning
باز شد
unsealed
بسته نشده است
opened
بدون منع
not closed
رایگان
unbarred
روشن
بسته نیست
پاتولوز
منبسط
patulous
آشکار کرد
expanded
پوست کنده
revealed
پاک شد
peeled
قابل عبور ساخته شده است
cleared
غیر ایمن
made passable
nonsecured
