angling

base info - اطلاعات اولیه

angling - ماهیگیری

noun - اسم

/ˈæŋɡlɪŋ/

UK :

/ˈæŋɡlɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [angling] در گوگل
description - توضیح
  • the sport of catching fish with a fishing rod


    ورزش صید ماهی با چوب ماهیگیری

  • the sport of trying to catch fish with a rod, line (= plastic thread), and hook (= curved piece of wire)


    ورزش تلاش برای گرفتن ماهی با میله، نخ (= نخ پلاستیکی) و قلاب (= قطعه سیم خمیده)

  • the sport of trying to catch fish with a rod, line (= string), and hook


    ورزش تلاش برای گرفتن ماهی با میله، نخ (= ریسمان) و قلاب

  • Much more natural is 19 ... g7 20 c4 a8 angling for ... d5.


    بسیار طبیعی تر است 19 ... g7 20 c4 a8 زاویه برای ... d5.

  • They are also angling for control of the Careers Advisory Service.


    آنها همچنین به دنبال کنترل خدمات مشاوره شغلی هستند.

  • This sort of attitude does angling no good at all.


    این نوع نگرش به هیچ وجه برای زاویه‌گیری مفید نیست.

  • Tipperary, Tom, who is married with four children, enjoys angling, cycling and gardening.


    تیپری، تام، که متاهل و دارای چهار فرزند است، از ماهیگیری، دوچرخه سواری و باغبانی لذت می برد.

  • The bill's promoter stated specifically that he has no intention of going on to tackle shooting or angling.


    مروج این لایحه به طور مشخص اعلام کرد که قصد ندارد به تیراندازی یا ماهیگیری بپردازد.

example - مثال
  • Anglers line the stream fishing for salmon.


    ماهیگیران در کنار رودخانه صف می کشند و ماهی قزل آلا را ماهیگیری می کنند.

synonyms - مترادف

  • صید ماهی

  • casting


    ریخته گری

  • harpooning


    هارپون زدن

  • trawling


    ترال سواری

  • whaling


    صید نهنگ

  • spinning


    حال چرخش

  • fly-fishing


    فلای ماهیگیری

  • piscary


    ماهیچه ای

  • trolling


    ترولینگ

  • freshwater fishing


    ماهیگیری در آبهای شیرین

  • catching fish


antonyms - متضاد
  • anti-fishing


    ضد ماهیگیری

  • fish conservation


    حفاظت از ماهی


  • حفاظت از دریا

  • marine conservation


لغت پیشنهادی

unfinished

لغت پیشنهادی

comeback

لغت پیشنهادی

arguing