arguing
arguing - استدلال
N/A - N/A
UK :
US :
فاعل فاعل از جر و بحث
با عصبانیت با کسی صحبت کنید و به او بگویید که با او مخالف هستید
برای بیان دلایل عقیده، ایده، اعتقاد و غیره
برای نشان دادن اینکه چیزی درست است یا وجود دارد
بچه ها همیشه دعوا می کنند.
بچه ها، آیا از بحث کردن با یکدیگر دست می کشید؟
آنها در حال دعوا بودند که کدام فیلم را بروند و ببینند.
سناتور موافق / موافق / مخالف کاهش هزینههای نظامی استدلال کرد.
این سناتور استدلال کرد که کاهش هزینه های نظامی لازم است.
شما می توانید در هر دو مورد بحث کنید.
شواهد حاکی از تغییر سیاست است.
quarrellingUK
نزاع انگلستان
quarrelingUS
نزاع ایالات متحده
دعوا کردن
disputing
بحث کردن
rowing
قایقرانی
squabbling
مخالفت کردن
bickering
در حال مشاجره
disagreeing
درگیری
wrangling
قراضه کردن
feuding
مبارزه
altercating
تف کردن
clashing
متفاوت است
scrapping
مخالف
quibbling
بحث برانگیز
sparring
زحمت کشیدن
spatting
متلاطم
differing
تیفینگ
dissenting
مبارزه کردن
argufying
لجن زنی
brawling
مه پاش
controverting
بازهم زدن
hassling
ساس زدن
jarring
بند انداختن کلمات
tiffing
بیرون افتادن
battling
brabbling
pettifogging
rehashing
sassing
bandying words
falling out
agreeing
موافق
concurring
الحاق
acceding
موافقت
assenting
پذیرش
accepting
تایید کردن
approving
رضایت دادن
consenting
پذیرفتن
acquiescing
رعایت کردن
complying
به رسمیت شناختن انگلستان
recognisingUK
به رسمیت شناختن ایالات متحده
recognizingUS