appearances
appearances - ظواهر
N/A - N/A
UK :
US :
او مردی بسیار پیچیده تر از آن چیزی بود که ظاهر بیرونی نشان می داد.
با قضاوت بر اساس ظاهر، برگزارکنندگان پول زیادی برای این رویداد خرج کرده اند.
او دوستانه و راحت به نظر می رسید، اما ظاهر می تواند فریبنده باشد.
ما نگران این هستیم که کمیته به جای واقعیت نگران ظاهر باشد.
برخلاف آنچه به نظر می رسد، دولت اسکاتلند در آن سال ها تغییر چندانی نکرده است.
shows
نشان می دهد
sights
مناظر
spectacles
عینک
displays
نمایش می دهد
views
دیدگاه ها
arrays
آرایه ها
parades
رژه ها
pictures
تصاویر
presentations
ارائه ها
scenes
صحنه های
viewings
بازدیدها
visions
رویاها
vistas
ترتیبات
arrangements
چشم انداز
prospects
پانوراما
outlooks
جنبه های
perspectives
مناظر طبیعی
panoramata
دیده بان ها
aspects
مناظر دریایی
landscapes
دستورات
lookouts
مناظر رودخانه
seascapes
مناظر شهری
sceneries
مناظر برفی
commands
نمای کلی
riverscapes
مسابقات نمایشی
townscapes
snowscapes
cityscapes
outlines
pageants
departures
حرکت ها
disappearances
ناپدید شدن ها
decampments
چادر زدایی
departings
خروجی ها
exits
خارج می شود
exitings
خداحافظی
farewells
می رود
goings
مرخصی ها
leave-takings
جدایی
partings
ترک
quittings
غیبت
absences
نتیجه گیری
conclusions
به پایان می رسد
ends
واقعیت ها
realities
برگها
leaves
پروازها
outgoes
فرارها
flights
رها شدن ها
getaways
شکستگی ها
abandonments
breakouts