evidently
evidently - از قرار معلوم، مشخصا
adverb - قید
UK :
US :
مشهود
می گفت که چیزی درست است، زیرا می بینید که درست است
می گفت که به شما گفته شده که چیزی درست است
به گونه ای که به راحتی قابل مشاهده است
می گفت آنچه مردم باور دارند درست است
مرد بیرون ظاهراً یک مهمان بود.
The attacking force had evidently been spread very thin since altogether there were fewer than 20 planes reported.
ظاهراً نیروی مهاجم بسیار ضعیف شده بود زیرا در مجموع کمتر از 20 هواپیما گزارش شده بود.
او این را میدانست و چارلز هم این را میدانست، اما ظاهراً عموم مردم به طور دیگری فکر میکردند.
حتی من هم می توانم راه حل را ببینم، همانطور که لسترید به وضوح می تواند.
هاتون به دور از محبوبیت، ظاهراً دشمنان زیادی داشت.
Their contracts evidently having run out the distinctive enamelled iron advertisements were removed from the ex-Croydon cars in 1942.
با پایان یافتن قراردادهای آنها، تبلیغات آهنی میناکاری شده متمایز در سال 1942 از خودروهای سابق کرودون حذف شد.
She was also flushed and evidently in a state of unrest, which made him feel chivalrous and sympathetic.
او همچنین سرخ شده بود و ظاهراً در حالت ناآرامی بود که باعث شد او احساس جوانمردی و همدردی کند.
آملیو آشکارا از آنچه در کنسرت کری دید خوشش آمد.
ظاهراً این چهار مورد اختصاص داده شده به دانشکده علوم بود.
ظاهراً آن دو دوباره به هم رسیده اند.
او به آهستگی در جاده راه می رفت، ظاهراً درد داشت.
«می ترسم دیشب نتوانم کار را تمام کنم.» «معلوم است که نه.»
ظاهراً او هیچ ربطی به کل ماجرا نداشت.
ظاهراً او از خبر تصادف ناراحت بود.
زنی لاغر، هرچند آشکارا باردار
او تصادف کرد، ظاهراً به دلیل رانندگی با سرعت بیش از حد.
undoubtedly
بی شک
undeniably
غیر قابل انکار
plainly
به وضوح
doubtless
بدون شک
به طور غیر قابل بحث
incontrovertibly
بی چون و چرا
incontestably
به طور مشخص
indisputably
بدون تردید
رسما
doubtlessly
بدون سوال
unmistakably
همانطور که تخم مرغ تخم مرغ است
officially
به همه ظاهر
قطعا
براستی
واقعا
مثبت
مطمئن
unquestionably
بنابراین
مسلما
دستها پایین
خیلی خوب
positively
مطمئنا
به طور قطعی
در واقع
hands down
assuredly
indubitably
decidedly
doubtfully
با شک
improbably
غیر محتمل
obscurely
به طور مبهم
questionably
سوال برانگیز
بعید
vaguely
به طرز مشکوکی
dubiously
واقعا
suspiciously
نا معلوم
genuinely
با شک ایالات متحده
uncertain
احتمالا
skepticallyUS
بدبینانه انگلستان
با بی اعتمادی
scepticallyUK
براستی
distrustfully
به طور نامحدود
doubtingly
به طور نامشخص
mistrustfully
نامعین
indefinitely
indistinctly
indefinite
