arts

base info - اطلاعات اولیه

arts - هنرها

N/A - N/A

ɑrts

UK :

https://dictionary.cambridge.orgN/A

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [arts] در گوگل
description - توضیح
  • subjects you can study that are not scientific for example history languages etc


    موضوعاتی که می توانید مطالعه کنید که علمی نیستند، به عنوان مثال تاریخ، زبان و غیره

  • the making or showing or performance of painting acting, dancing, and music


    ساختن یا نمایش یا اجرای نقاشی، بازیگری، رقص و موسیقی

  • subjects, such as history languages, and literature that are not scientific subjects


    موضوعاتی مانند تاریخ، زبان ها و ادبیات که موضوعات علمی نیستند

  • the making, showing, or performance of painting acting, dancing, music etc.


    ساخت، نمایش یا اجرای نقاشی، بازیگری، رقص، موسیقی و غیره.

example - مثال
  • More government money is needed for the arts.


    پول دولت بیشتر برای هنر مورد نیاز است.


  • علاقه عمومی به هنر

  • He's accomplished in all the arts - music dance acting.


    او در تمام هنرها موفق است - موسیقی، رقص، بازیگری.

  • Funding for the arts is at an all time low in our country.


    بودجه برای هنر در کشور ما کم است.

  • At school I was quite good at arts, but hopeless at science.


    در مدرسه در هنر بسیار خوب بودم، اما در علم ناامید بودم.

  • Children should be given a well-balanced education in both the arts and the sciences.


    باید به کودکان آموزش و پرورش متعادلی هم در زمینه هنر و هم در علوم داده شود.

  • arts graduates/degrees


    فارغ التحصیلان هنر / مدرک

  • He has always been a champion of arts eduction.


    او همیشه قهرمان آموزش هنر بوده است.

  • We should not neglect philosophy and other arts subjects.


    ما نباید از فلسفه و سایر موضوعات هنری غافل شویم.

  • Students often have to choose between arts or science at an early age.


    دانش آموزان اغلب در سنین پایین مجبورند بین هنر یا علم یکی را انتخاب کنند.

  • fine/decorative/performing arts


    هنرهای زیبا/تزیینی/هنرهای نمایشی

synonyms - مترادف
  • activities


    فعالیت ها

  • hobbies


    سرگرمی ها

  • interests


    منافع

  • pastimes


    تفریحات

  • recreations


    فانتزی

  • amusements


    احساسات

  • entertainments


    دعوت ها

  • fancies


    لذت ها

  • passions


    اوقات فراغت

  • avocations


    تعقیب و گریز

  • enjoyments


    کپر

  • leisures


    حواس پرتی

  • pursuits


    انحرافات

  • capers


    تلاش انگلستان

  • distractions


    شور و شوق

  • diversions


    شادی ها

  • endeavoursUK


    خرچنگ ها

  • enthusiasms


    ورزش ها

  • frolics


    مدها

  • larks


    جشن ها

  • pleasures


    بازی ها

  • sports


    چیزها

  • fads


    کیسه ها

  • festivities


    تلاش ایالات متحده

  • games


    راکت

  • jollities


    صحنه های

  • things


  • bags


  • endeavorsUS


  • rackets


  • scenes


antonyms - متضاد
  • professions


    حرفه ها

  • jobs


    شغل ها

  • careers


    مشاغل

  • occupations


    کسب و کار

  • vocations


    صنایع دستی

  • businesses


    استخدام ها

  • crafts


    وظایف

  • employments


    معامله می کند

  • tasks


    زمینه های

  • trades


    کارکرد

  • fields


    کنسرت ها

  • functions


    معیشت

  • gigs


    موقعیت ها

  • livelihoods


    نوشته ها

  • positions


    نقش ها

  • posts


    خدمات

  • roles


    تعهدات

  • services


    قراردادها

  • undertakings


    تلاش ایالات متحده

  • contracts


    laborsUS

  • duties


    laboursUK

  • endeavorsUS


    انگلستان را تمرین می کند

  • laborsUS


    اعمال ایالات متحده

  • laboursUK


    راکت

  • obligations


    مسئولیت ها

  • practisesUK


    تخصص های ایالات متحده

  • practicesUS


    دوره

  • rackets


  • responsibilities


  • specializationsUS


  • stints


لغت پیشنهادی

powerless

لغت پیشنهادی

extremism

لغت پیشنهادی

raptors