avulse

base info - اطلاعات اولیه

avulse - پرهیز کردن

N/A - N/A

əˈvʌls

UK :

əˈvʌls

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [avulse] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Ingrown toenails may need to be avulsed.


    ناخن های فرو رفته ممکن است نیاز به کندن داشته باشند.

  • the reimplantation of avulsed teeth


    کاشت مجدد دندان های کنده شده

synonyms - مترادف
  • extract


    استخراج کردن


  • برداشتن


  • کشیدن

  • wrest


    مچ گیری


  • کنار کشیدن

  • uproot


    ریشه کن کردن

  • yank


    یاک


  • قرعه کشی

  • wring


    فشار دادن

  • pry


    کنجکاوی

  • extricate


    خارج کردن

  • prize


    جایزه

  • pluck


    چیدن

  • corkscrew


    پیچ چوب پنبه

  • deracinate


    از بین بردن

  • unearth


    از زیر خاک بیرون بیاورد

  • eradicate


    منزوی

  • isolate


    اشک


  • درو

  • reap


    غلاف کردن

  • unsheathe


    راز کردن

  • evulse


    syphonUK

  • extirpate


    siphonUS

  • syphonUK


    رایگان

  • siphonUS


    رهایی


  • کاتتریز کردن


  • بکشید

  • catheterize


    گردآوری


  • مال خودم

  • garner



antonyms - متضاد
  • insert


    درج کنید


  • گیاه

  • fix


    ثابت


  • قرار دادن

  • thrust


    رانش


  • فشار دادن


  • راندن


  • چوب

  • shove


    تنه زدن

  • jam


    مربا

  • put


    مطبوعات


  • اسلات

  • slot


    مناسب

  • fit


    معرفی کنید


  • جاسازی کنید

  • embed


    ایمپلنت

  • implant


    تزریق کنید

  • inject


    کلبه

  • lodge


    تنظیم

  • set


    لیز خوردن


لغت پیشنهادی

beachcomber

لغت پیشنهادی

bobbed

لغت پیشنهادی

Anglo