baldness

base info - اطلاعات اولیه

baldness - طاسی

noun - اسم

/ˈbɔːldnəs/

UK :

/ˈbɔːldnəs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [baldness] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • He wore a hat to hide his baldness.


    کلاهی به سر داشت تا طاسی خود را پنهان کند.

  • He suffered from premature baldness, losing his hair in his twenties.


    او از طاسی زودرس رنج می برد و در بیست سالگی موهای خود را از دست می داد.

  • There is no cure for baldness.


    هیچ درمانی برای طاسی وجود ندارد.

  • The baldness of her question shocked him.


    کچلی سوال او را شوکه کرد.

synonyms - مترادف
  • hairlessness


    بی مویی

  • alopecia


    آلوپسی

  • baldheadedness


    کچلی

  • baldpatedness


    کرک بودن

  • glabrousness


    ماداروز

  • madarosis


    حفره

  • calvity


    ریزش مو


  • کمبود مو


  • ریزش مو با الگوی مردانه


  • MPB

  • MPB


    طاسی الگوی مردانه

  • male pattern baldness


antonyms - متضاد
  • hairiness


    پرمویی

لغت پیشنهادی

refunds

لغت پیشنهادی

awe

لغت پیشنهادی

unlabeled