beheld
beheld - مشاهده کرد
verb - فعل
UK :
US :
n/a
برای درک از طریق بینایی یا دلهره دیدن
نگاه کردن به مشاهده
نگاه کردن به دیدن
ماضی ساده و ماضی از استفاده قدیمی یا ادبی را ببینید
فعل ماضی و مضارع behold
n/a
n/a
noted
اشاره شد
picked out
انتخاب کرد
espied
جاسوسی کرد
seen
مشاهده گردید
marked
مشخص شده است
looked fixedly
ثابت نگاه کرد
checked out
بررسی شد
نگاهی داشت
sized up
به اندازه
glanced at
نگاهی به
scrutinizedus
موشکافی شده
توجه کرد
reconnoitreduk
شناسایی
eyed
چشم
focused on
تمرکز بر
مثل شاهین تماشا کرد
تا به حال در
ی نگاهی بینداز
rubbernecked
گردن لاستیکی
looked at
در نگاه
minded
متفکر
descried
توصیف کرد
eyeballed
کاسه چشم
recogniseduk
به رسمیت شناختن
gawped
اخم کرد
چشم داشت
took in
در گرفت
fixt one's gaze
خیره شدن
glanced
نگاهی انداخت
چشم مهره ای را حفظ کرد
caught
گرفتار
detected
شناسایی شده
goggled
عینک دید
rubbernecked at
لاستیک گردن در
بار از
witnessed
شاهد بود
probed
کاوش شده
viewed
مشاهده شده است
مراقب بود
cased
مورد
با توجه به یک بار بیش از
یک شوفتی در گرفت
beholden
بنگر
نگاهی به
gawped at
به
regarded
در نظر گرفته شده است
gazed upon
خیره شد
spied on
جاسوسی کرد
clocked
ساعت
explored
کاوش کرد
یک شوفتی در
stared at
خیره شد
audited
حسابرسی شده است
آگاه شوند
blinked
چشمک زد
leered
لیور داد
kept tabs on
زبانه ها را حفظ کرد
glimpsed
نیم نگاهی انداخت
recognizedus
شناخت
kept under scrutiny
تحت نظارت قرار می گیرد
بار از
یک دککو در داشت
نگاهی به
admired
تحسین شده
feasted one's eyes
چشمان خود را جشن گرفت
شوفتی در داشت
analyzedus
تجزیه و تحلیل
ogled
نگاه کرد
taken a dekko at
reviewed
بررسی شده
inspected
مورد بازرسی قرار گرفت
looked on
نگاه کرد
clapped eyes on
چشم به هم زد
noticed
متوجه شد
glared
خیره شد
چشم بر
زیر نظر داشت
saw
اره
examined
مورد بررسی قرار گرفت
scoped
محدوده
gazed at
خیره شد
distinguished
متمایز
scanned
اسکن شده است
یک برگه نگه داشت
sighted
بینا
reconnoiteredus
شناسایی
checked
بررسی شد
gave the once-over
یک بار را داد
followed
دنبال کرد
identified
شناخته شده است
خواندن
remarked
متذکر شد
assayed
مورد سنجش قرار گرفت
monitored
نظارت شد
نگاهی انداخت
stared
خیره شد
overlooked
نادیده گرفته شده
watched
تماشا کرد
laid eyes on
چشم گذاشت
perceived
درک شده
kept under observation
تحت نظر نگه داشته می شود
evaluated
ارزیابی شد
gawked
چشمک زد
focussed
متمرکز شده است
considered
در نظر گرفته شده
feasted one's eyes on
جشن گرفتن چشم
یافت
kept under surveillance
تحت نظر نگه داشته می شود
surveyed
بررسی شد
gaped
شکاف زده
contemplated
تامل کرد
observed
مشاهده شده
دیده بود
twigged
شاخه دار
peered
همتا کرد
assessed
ارزیابی شد
surveilled
تحت نظر قرار گرفت
focused
متمرکز شده است
discerned
تشخیص داد
نگاهی انداخت
looked over
نگاه کرد
مورد توجه قرار گرفته است
pondered
تأمل کرد
recce'd
دریافت کرد
spied
جاسوسی کرد
توجه کرد
estimated
تخمین زده
هوا را زیر نظر داشت
eyed up
چشم به بالا
peeked
زیرچشمی زد
taken in
گرفته شده است
peered at
نگاه کرد
برداشته شد
به چشم افتاد
looked
نگاه کرد
discovered
کشف شده
gazed
خیره شد
dug
حفر کرد
made out
ساخته شده است
perused
مطالعه شده است
scrutiniseduk
بررسی دقیق
spotted
خالدار
recced
عقب نشینی کرد
چشمانت را جشن گرفت
paid heed to
توجه کرد
یک نگاه اجمالی از
studied
مطالعه کرد
peeped
نگاه کرد
یک دککو در گرفت
heeded
توجه کرد
unperceived
درک نشده
desecrated
هتک حرمت کرد
unseen
دیده نشده
abandoned
رها شده است
forgotten
فراموش شده
unnoticed
بدون توجه
