bilk
base info - اطلاعات اولیه
bilk - بیلک
verb - فعل
/bɪlk/
UK :
/bɪlk/
US :
family - خانواده
google image
synonyms
-
مترادف
cheat
تقلب
انجام دادن
con
باهم
defraud
فريب دادن
fleece
پشم گوسفند
sting
نیش
deceive
فریب دادن
rook
سر
پوست
swindle
کلاهبرداری
bamboozle
بامبوزل
diddle
گول زدن
stiff
سفت
فوت و فن
cozen
cozen
rip off
پاره کردن
screw
پیچ
euchre
فحش دادن
exploit
بهره برداری
fool
احمق
mislead
گمراه کردن
sucker
مکنده
swizzle
چرخیدن
dupe
مرغ دریایی
gull
کپک زدن
hoodwink
شفت
mulct
ضرب و شتم
shaft
خونریزی
bunco
bleed
bunco
antonyms
-
متضاد
کمک
کمک کند
تشويق كردن
دادن
از دست دادن
صادق باش
بخشید
پیشنهاد
حمایت کردن
تسهیل کردن
facilitate
به علاوه
further
سرعت بخشیدن
accelerate
خدمت
تسریع
expedite
ترویج
رک باشید
be forthright
اهدا کنند
donate
از بین رفتن
مشارکت
رد کردن
دريافت كردن
بازپرداخت
repay
شکست
جایزه
تقویت
پیشرفت
reward
عجله کن
boost
رو به جلو
hasten
