word - لغت

bugle || بوق زدن

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbjuː.ɡəl

UK :

ˈbjuː.ɡəl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bugle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bugle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bugle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bugle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bugle] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • clarions


    صدای بلند

  • cornets


    کرنت

  • trumpets


    شیپور

  • horn


    شیپور

  • shophars


    فروشگاه ها

  • shofars


    شوفارها

  • noses


    بینی ها

  • snouts


    پوزه

  • proboscises


    پروبوسیس ها

  • schnozzles


    اسکنازل

  • beaks


    منقار

  • nebs


    نبس

  • snoots


    پوزه ها

  • schnozzes


    schnozzes

  • conks


    مخروط

antonyms - متضاد